قطره قطره
۱۱۸ بازدیدچهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۸
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
مردی در كنار ساحل دور افتاده ای قدم میزد . مردی را دید كه به طور مداوم خم می شود و صدف ها را از روی زمین بر می دارد وداخل اقیانوس پرت می كند دلیل آن كار را پرسید و او كفت:" الان موقع مد دریاست و دریا این صدف ها را به ساحل آورده است و اگر آنها را توی آب نیندازم از كمبود اكسیژن خواهند مرد . مرد خنده ای كرد وگفت : ولی در این ساحل هزاران صدف این شكلی وجود دارد . تو كه نمی توانی همه آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند وتازه همین یك ساحل نیست . كار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی كند؟ مرد بومی لبخندی زد وخم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت :" برای این صدف اوضاع فرق كرد»


