می خواهم به تو تبریک بگویم:بابت گرفتن آن توپ طلایی که مادریسموها در دستان تو ندیدند.!! ما توپ طلایی ندادیم چون تو همرنگ و همجنس تو بود،بلاتر باید فکری به حال رنگ و جنس توپ بکند .!!.. اما تنها چیزی که می توان واضع دید اشکهای تو بودند ،اشکهایی که می توان اشک آزادی نام نهاند..اشک از اسارت فیفا...ولی چرا ما هم همراه تو اشک ریختیم؟؟ آری ریختیم خیلی هم ریختیم ،میدانم جوابش را میدانی اما بگذار دردم را خودم بگویم:وقتی هوای اینجا خیلی سرد است با پتو نمی توانم گرم شوم،"اینجا" یعنی قلب من، "هوای سرد" یعنی ندیدنت "پتو " هم یعنی دیدنت از پشت شیشه تلویزیون ...پس یک بار هم که شده بگذار بغلت بکنم...