طرفداری- حقایقی مشخصی وجود دارد که این رکورد را توضیح می‌‌دهند. یک شب سرد سه‌ شنبه در مقابل حریفی نه چندان مطرح، قیمت بلیت بالا آن هم پس از خرید سال نو و نتایج تیم سبب شدند که هواداران کمتری به ورزشگاه بیایند. در این بین تونی پولیس هم آنچنان کمکی‌ به باشگاه نکرده است. او سال ۲۰۱۵ به این باشگاه آمد اما با خرج ۴۰ میلیون پوندی که در ۱۳ ماه انجام داده، هنوز هیچ ترکیب مناسبی پیدا نکرده است. 

با وجود داسون، مک آولی، اولسون، اوانز، یاکوب، فلچر و گاردنر، خیلی‌‌ها معتقد هستند که این باشگاه به اندازه کافی‌ بازیکنان میانی با ذهنیت دفاعی را در ترکیب دارد. نکته جالب اینکه، پولیس در یک بازی به همه آنها به طور همزمان بازی داد. نتیجه بازی گواهی بر جذاب نبودن سبک او داشت. 

شما متوجه نکته اصلی‌ خواهید شد. وست بروم در ۱۱ بازی اخیر، تنها ۱۲ امتیاز گرفته است، ۱۱ گل زده است و این در حالی‌ است که تیم آنها در خانه در مدت ۲ سال تنها ۲۶ بار به گل رسیده است. در دوران پولیس، وست بروم تنها یک بار بیشتر از ۲ گل زده است. آن بازی در مقابل چلسی بود که پس از ۲۹ دقیقه ۱۰ نفره شده بود. 

پولیس چشم بر هر انتقادی می‌‌بندد؛ وست بروم سال پیش سقوط نکرد امسال هم سقوط نخواهد کرد اما انتظار تغییر داشتن از پولیس مانند انتظار از یک پلنگ پیر است که تبدیل به یک چیتای تیز پا شود. 

تا اینجا "پولیسبال" سبک بازی بوده که به نظر کافی‌ می‌‌رسیده است. سبک بازی او بسیار توسط لیگ برتر تمجید شد اما او عملگرایی را در مقابل بازی زیبا قرار داد. او ترجیح داد تیمی عملگرا داشته باشد تا یک تیم با بازی زیبا. 

در ساندرلند، سم آلاردایس هم همین روش را دارد. شباهتی بین آلاردایس و یک دایناسور وجود دارد. هر دو متعلق به "گذشته" هستند. آلاردایس در ژانویه گفته بود:

"مردم از تاکتیک‌های پیچیده و مهاجم ۹ کاذب و این چیز‌ها صحبت می‌‌کنند اما فوتبال بازی ساده‌ای است. اگر مقابل تیمی بازی می‌‌کنید که از شما بهتر بازی می‌‌کند، جلو آن را بگیرید. پس از آن شما هم بهتر می‌‌شوید. در حال حاضر چه نیازی است به پیچیده کردن بازی؟ وقتی‌ در زمین عرصه برای تیم شما تنگ شد، توپ را شوت کنید به نیمه حریف. بعد از آن کمی‌ پرس کنید و به گل خود برسید."

پیام این کنایه ساده است: هیچ تیمی نمی‌‌تواند انتظار داشته باشد که هم زیبا بازی کنید و خیلی‌ سریع به نتایج خوب برسد. بهتر است زشت بازی کنید اما ببرید.

حالا زمین بازی تغییر کرده است. ظهور لستر سیتی( و تا حدودی واتفورد)، بزرگان جزیره‌ را به سخره گرفته است اما هنوز هم مربیان سنتی حاضر به پذیرش نیستند. 

پیام این حزب این بود که باشگاه‌های بیچاره‌ای مانند وست بروم نمی‌‌توانند در جنگ اقتصادی با غول‌ها پیروز شوند. آنها باید منتظر باشند تا ببینند باشگاه‌های بزرگ چقدر به آنها در دادن امتیاز لطف می‌‌کنند. استراتژی هم این بود که بازی‌های خارج از خانه را ببازند و داخل خانه را هم مقابل تیم‌های کوچک تر ببرند. بعد از آن هم منتظر روز مبادا باشند. 

لستر، این پیام‌ها را تغییر داد. آنها سران لیگ برتر را به فکر واداشته اند که به رشد آنها فکر کنند. آنها این پیام را صادر کردند:

" هر کسی‌ که تا به حال مسول این کار بوده است، گناه کار است. یک کتاب قانون جدید باید نوشته شود."

نه تنها بودجه دستمزد‌های لستر ۲۰ میلیون پوند کمتر از وست بروم و ساندرلند است بلکه آنها سبکی از فوتبال را ارائه می‌‌دهند که بسیار زیبا تر است. هواداران لستر نه به خاطر وظیفه بلکه به خاطر علاقه به بازی‌های خانگی می‌‌روند. در بازی آنها ضدّ حمله، پاس‌های زیبا و جا به جایی‌‌های سریع انجام می‌‌شود. این در باور هواداران و باشگاه بوده است. چه کسی‌ فکر می‌‌کرد بعد از ظهر شنبه اینقدر لذت بخش باشد؟

حالا کار برای پولیس از این هم بد تر می‌‌شود وقتی‌ بفهممد که پروژه لستر حتی یک پروژه بلند مدت هم نبوده است. نایجل پیرسون فصل پیش بازیکنان را روی نیمکت نگه داشت و وقتی‌ مربی‌ جدید آمد، آنها را سوار ماشین سرعتی خود کرد. 

تا قبل از این، آلاردایس و پولیس مهره‌های همیشه مطمئن بودند. کسانی‌ که سریع اتاق را جمع و جور می‌‌کردند. حالا اما، رانیری ثابت کرده است که نفس نفس زدن تنها راه پیروزی نیست. اسلاون بیلیچ هم به عنوان جانشین آلاردایس این نکته را ثابت کرد. 

عملگرایی مربیان هنوز کاملا نمرده است. هنوز تماس‌های برای جلوگیری از سقوط تیم‌ها با مربیان عملگرا انجام می‌‌شود اما خیلی‌ زود، مشخص می‌‌شود که این مربیان عملگرا، مرد برنامه‌های بلند مدت نیستند. حالا فاصله پایین و بالا جدول خیلی‌ نزدیک است. اگر قیمت بلیت بالا برود، هواداران دیگر به بازی کسل کننده راضی‌ نیستند. 

اگر پاه‌های خسته هواداران رای به ماندن در خانه بدهند، ما شاهد تغییر این تاکتیک‌های محافظه کارانه خواهیم بود. در آن شرایط، مردی با کلاه بیس بال باید خیلی‌ خیلی‌ بترسد!