طرفداری- لستر سیتی در این فصل با کمترین تعداد بازیکن به نسبت تمام تیم های دیگر، در سیزده بازی به پایان در صدر جدول حضور دارد. در فصل گذاشته و تا اینجای کار، آن ها در انتهای جدول بودند. رانیری در شرایطی جانشین نایجل پیرسون شد که عملکردی فاجعه بار در یونان داشت و اینطور در نظر گرفته می شد که به زودی اخراج خواهد شد. شانس قهرمانی آن ها در سایت های شرط بندی، یک به پنج هزار بود. اما او کاری را تاکنون انجام داده که در دوران پس از برایان کلاف کسی به یاد نداشته است. 

کوریره دلا سرا مصاحبه ای با کلودیو رانیری انجام داده که بخش هایی از آن را می خوانید. 

 در آگوست آمدم و شروع به دیدن ویدئو های فصل قبل کردم. دیدم که تیم کارهای فوق العاده ای انجام می داد، زیاد می دوید و پر از اعتماد به نفس به نظر می آمد. وقتی با بازیکنان حرف زدم فهمیدم که از تاکتیک های ایتالیایی واهمه داشتند. به آن ها گفتم که می توانند مطمئن باشند که بسیار کم از تاکتیک ها حرف خواهم زد. برای من مهم این است که به کار بسیار خوب خود ادامه دهند و به مانند انتهای فصل قبل به بسیار بدوند. به نظر من تمرین های مربوط به آمادگی بدنی در انگلستان زیاد مهم نیست. اینجا همه به سختی تمرین می کنند و روحیه رقابت خود به مانند یک دوپینگ عمل می کند. و بازی ها همیشه به صحنه نبردهایی نزدیک و سخت تبدیل می شود. ایده من این بود که بازیکنان ابتدا ریکاوری می کنند و بعد تمرین می کنند. نمی دانم که بدعتی گذاشته ام یا نه. به تمرین کردن اعتقاد دارم اما اعتقاد دارم که مسائل زیادی در این بین به هم مربوطند. پسران من زیاد تمرین می کنند اما دفعات آن زیاد نیست. در انگلستان بازی ها همیشه پر فشارند و توان زیادی از بازیکنان می گیرند. باید ریکاوی کنند. شنبه ها بازی می کنیم و یک شنبه ها همه می توانند استراحت کنند.  دو شنبه باز می گردیم و تمرین آرامی دایم، به مانند ایتالیا. تمرینات سخت در سه شنبه است و 4 شنبه ها استراحت می کنیم. پنج شنبه ها به سختی کار می کنیم و کار در جمعه تمام شده است. دوباره شنبه بازی می کنیم. حداقل دو روز در هفته را به تمرین نکردن اختصاص می دهیم. آمدم و گفتم که به شما اعتماد دارم. بعد کمی از فوتبال حرف زدیم اما باید همه توان خود را برای این کار بگذارید. به دنبال فرمولی بی نقص نیستم. فوتبال شیمی نیست. قوانینی جهانی وجود ندارد. باید از گروهی که دارید، بهترین بازی را بگیرید. در لستر همه با هم، همکاری می کنیم. پس بد بازی کردن خیانت به یکدیگر است. آن ها آدم های آزادی هستند که می دانند شغلی با مسئولیت دارند. و از ادامه آن لذت می برند. 

بازیکنی دارم که هر روز صبح از منچستر می آید. یکی هم از لندن. این موضوع در ایتالیا غیر قابل قبول است اما انگلستان در برخی زمینه ها عجیب تر است. در لستر باشگاه مشکلی با این قضیه ندارد پس بازیکنان می توانند در شهر های دیگری زندگی کنند. گاهی در میز ناهار متعجب می شوم که چطور اینهمه غذا می خورند. هرگز کسی را در فوتبال ندیده بودم که اینطور گرسنه باشد! در دفعات نخست متعجب شدم اما بعد یاد گرفتم که لبخند بزنم. زیاد می دوند پس می توانند هرچقدر که می خواهند غذا بخورند! تفاوت در انگلستان نسبت به ایتالیا این است که انگلیسی ها از فوتبال لذت می برند. در ایتالیا به سختی می توانیم از فوتبال لذت ببریم. در ایتالیا فشار تمرینات کمتر است؛ در واقع بیشتر به مانند یک وظیفه انجام می شود. در انگلستان بیشتر به این موضوع که باید جوان و سالم بمانند تا کار خود را به بهترین شکل انجام دهند آگاهند. از دست دادن سلامتی احمقانه است. وقتی تمرین می کنند، به مانند بازی ها سعی می کنند خوب ظاهر شوند. هرگز به کسی نگفته ام که در تمرین تنبلی کرده است. نیاز دارند که آرام باشند. نیاز به آرامش و احترام در رختکن را همیشه حس می کنند پس اگر می خواهید داد و بیداد راه بیندازید، شما را نمی بخشند. در انگلستان انگار که همیشه در دربی ها هستیم. میلان-اینتر را چند روز پیش دیده ام و شبیه یکی از بازی ها در انگلستان بود. دویدن، ضربه زدن و تیم ها که روحیه جنگیدن را در تمام لحظات دارند؛ این موضوع زیادی ایتالیایی نیست! به آن ها می گویم که راهی برای گرم نگه داشتن اهدافتان پیدا کنید، شانس هایی مانند این همیشه از راه نمی آیند. آن را حفظ کنید و تا بابتش پشیمان نشوید. و پشیمان نمی شوند اگر تمام کارهایی که برای رسیدن به رویاشان می توانستند انجام دهند را انجام داده باشند. 

می دانم که همیشه نمی شود اینطور کار کرد اما کسی نمی داند که این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت. ما راهی برای بهتر کار کردن پیدا کردیم پس به راهمان احترام می گذاریم. لستر سیتی همیشه نیمی از حواس خود را به کیفیت بازی و نیمی دیگر را به اهداف می دهد. به واقع اینطور فکر نمی کنیم که داریم برای زندگی کردن (و درآمد) فوتبال بازی می کنیم. اگر اینطور بود هر روز خسته می شدیم.  اگر برای زندگی کردن کار کنید، به طور مرتب به آن معنی می دهید و به دنبال اهدافی می روید. خوش شانس بودم که شرایطی مشابه را در زمان بازی داشتم. وقتی که در تیم کاتانارزیو در زمان هدایت جیانی دی مارزیو بازی می کردم. آن تیم هم مثل لستر بود. ما گروهی از دوستان بودیم که با هم بازی می کردیم. 

قهرمانی؟ نمی دانم اما شگفت انگیز است که تا اینجای فصل هنوز با این سوال روبرو می شوم. وقتی به باشگاه آمدم مالک انتظار 24 امتیاز تا کریسمس از من داشت. اما تا آن زمان 37 یا 39 امتیاز گرفتیم، حتی دقیق یادم نیست. و هنوز در صدریم. در دوره ای که هرچیزی قیمتی دارد، به همه امید را ارزانی داشتیم.