مثل زمینی که از چرخش نمی ایستد . مثل خورشیدی که قرار نیست خاموش شود . مثل فیلمی که کارگردان پایان آن را باز می گذارد ، او به شدت ادامه دار به نظر می رسد . در تمام این سال ها به خوب بودنش عادت کرده ایم ، تا جایی که اگر دو بازی ضعیف پشت سر هم از او ببینیم حس میکنیم فوتبال سر شوخی را با ما باز کرده است . برای من همه چیز در واکنش های غیر طبیعی و اعجاب آورش خلاصه نمی شود . برای من همه چیز در تداومش خلاصه نمی شود . برای من و خیلی از احساسی های دنیای هواداری آن چشم ها و کاریزمایش گاهی نقش اساسی تری ایفا می کنند . وارد زمین که می شود و در کنار دیگر بازیکنان به خط می شود چشم هایش را تنگ می کند و چند ده متر آن طرف تر را با دقت دنبال می کند . روی جمعیت متمرکز می شود . انگار برای بروز دادن بهترینش باید از تماشاگران هیجان زده و امیدوار کنار زمین الهام بگیرد . به قدر کافی در این سال ها با دیدن نمایش های خیره کننده اش در زمین سیراب شده ام . شاید برای همین است که دوست دارم در این سال های باقیمانده بیشتر رفتارش در زمین را مد نظر قرار دهم . نمیدانم چرا وقتی مدافعین در حال رد و بدل کردن توپ بین یکدیگر هستند من حواسم را به او در درون دروازه داده ام و توپ را دنبال نمی کنم . انگار مد نظر قرار دادن او برایم یک عادت شده است. آن فریادی که با چشمان از حدقه بیرون زده بعد از اشتباه مدافعین بر سرشان می کشد . آن دستی که پس از گرفتن یک موقعیت مسلم گلزنی از مهاجم بر سرش می کشد و او را با یک لبخند دوستانه بدرقه می کند . برای من این نوعی رجز خوانی زیر پوستی تعبیر می شود . هنوز هم که هنوز است بعد از به ثمر رسیدن گل های تیم مشت های گره کرده اش را بلند می کند و رو به تماشاگران به ابراز احساسات می پردازد . خوشحالی های او تکراری ترین صحنه فوتبالی است که در این سال ها دیده ام ، اما هنوز هم به اندازه اولین بار برایم تازگی دارد . برای من لحظه خوشحالی مارکو تاردلی بعد از گل زیبایش به آلمان در فینال جام جهانی ۸۲ خاص ترین صحنه فوتبالی ست . شاید سالها بعد آن صحنه به مرور در ذهنم کمرنگ تر و کمرنگ تر شود ، ام قسم می خورم از همان لحظه ای که فوران احساسی او را در پایان بازی سانتیاگو برنابئو ی ۲۰۱۵ دیدم فهمیدم که این همان صحنه ایست که قرار است در ذهنم حبس ابد بگیرد . پس از خداحافظی اش از مستطیل سبز خیلی دلتنگ نمی شوم ، چون که می دانم فوتبال اینقدر احمق نیست که او را به آسانی از دست بدهد . فوتبال به این چنین مردی نیاز دارد تا احساس فقر نکند پس او را در کسوتی جدید باز خواهد گرداند . دنیای فوتبال قهرمانان و بزرگان زیادی به خود دیده است . اما عده ای خاص تر و کمیاب تر هم در میان آنها وجود دارد . کسانی که کلمه بزرگ برای توصیفشان ناتوان و عاجز به نظر می رسد . کسانی مثل جیان لوئیجی بوفون . نویسنده amin juve 33