برای #عشق_ورزیدن هیچ روز جای روز دیگر را تنگ نمی کند به بهانه روز #ولنتاین یعنی 25 بهمن ماه عده ای با افسانه پردازی سعی دارند علاوه بر تبلیغ یک رسم غیر ایرانی ، از آن برای اهداف شخصی و فکری خود بهره ببرند . بررسی جشن #اسفندگان : واژه فارسی اسفند یا سپندارمذ، از واژه پهلوی «سپندارمد» و اوستایی «سپَـنتَـه‌آرمَـئیتی»، برگرفته شده است. اصل این نام همانا «آرمئیتی» به معنای "زمین" است . (ترجمه‌های بارتولومه، دارمستتر و پورداود) نامگذاری آخرین ماه فصل زمستان بنام اسفند یا #سپندارمذ نیز از همین ویژگی #باروری و #زایندگی #زمین سرچشمه گرفته است. چرا که در همین ماه، نخستین جوانه‌ها از خاک سربر می‌زند و زایش دوباره زمین را نوید می‌دهد. از همین رو، مردمان ایرانی این ماه و به ویژه روز پنجم آن که با نام ماه همانند است (یعنی اسفندروز از اسفندماه یا سپندارمذروز از سپندارمذماه) را روز گرامیداشت #زمین #بارور و بانوان می‌دانسته‌اند شخصیت اسپندارمذ : #آذرفرنبغ (موبد بزرگ زرتشتی) در فصل هشتادم از کتاب سوم دینکرد، #خویدوده را سنتی برگرفته از آمیزش #اهورامزدا با دخترش #سپندارمذ می‌داند که مشی و مشیانه (نخستین آدمیان و نخستین برادر و خواهر) آنرا ادامه دادند تا به نسل همه مردمان گیتی برسد. او هرگونه آمیزش به غیر از روش خویدوده را با آمیزش گرگ و سگ، و آمیزش اسب و خر مقایسه می‌کند که محصول جفت‌گیری آنها از نظر نژادی پست و فرومایه خواهد شد. این نکته‌ای است که مورد توجه و تأکید #زادسپرم (پیشوای بزرگ #زرتشتیان) نیز قرار گرفته و در بخش بیست و ششم #کتاب گزیده‌های زادسپرم، خویدوده را موجب تولید نسل پاک دانسته است. در گاتهای زرتشت (سرود ۴۵، بند ۴)، این واژه در معنای زمین و با توصیف «دختر اهورامزدا» آمده است کارکردهای آرمئیتی یا #سپندارمذ در فرهنگ و ادبیات ایرانی بسیار فراوان و گسترده است. در «گاتها»ی زرتشت، #هجده بار از او یاد شده است و زرتشت بارها او را برای زندگی پاک، برای آرامش‌بخشی به کشتزاران، چراگاه‌ها و جانوران، برای پیدایی یک فرمانروای نیک، به یاری فرا می‌خواند. سراسر اوستا و به ویژه «فروردین یشت» و یسنای ۳۸، آکنده از سخنانی در ستایش و گرامیداشت زمین و زن است. با توجه به منابع موجود دانسته می‌شود که #اسفندگان در ایران باستان، نه روز زن به مفهوم مطلق و امروزی آن، بلکه روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است منابع : گات ها ؛ پورداود ، سرود 45 بند 4؛ آذرفرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد، ترجمه فریدون فضیلت، کتاب سوم، جلد یکم، تهران، 1381، صفحه 143 تا 152. ارداویراف‌نامه، ترجمه به فرانسه از فیلیپ ژینیو، ترجمه به فارسی از ژاله آموزگار، چاپ دوم، تهران، 1382، صفحه 91. روایت آذرفرنبغ فرخزادان، ترجمه حسن رضائی باغ‌بیدی، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۱۶٫ روایت پهوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران، 1390، صفحه 219 تا 229. زادسپرم، گزیده‌های زادسپرم، ترجمه محمدتقی راشد محصل، تهران، 1366، صفحه 37. مینوی خرد، ترجمه احمد تفضلی، ویرایش سوم، تهران، 1380، صفحه 50 تا 52.