طرفداری- یکی از پر افتخار ترین بازیکنان تاریخ فوتبال. نیل کار را در نورتهمپتون تاون در دسته چهارم آغاز کرد و حدود 200 بازی برای آن ها انجام داد. 19 ساله بود که با نتیجه 8-2 در جام حذفی به من یونایتد باختند. بست شش گل زد.  این پیش از انتقال در سال 1974 با 65 هزار پوند به لیورپول بود. نخستین خرید باب پیزلی بزرگ بود. پیزلی برای دیدن بازی نیل، شخصا به ورزشگاه رفت. از زبان خودش: پیزلی عادت داشت که روی سکوها به قسمت هواداران باشگاه برود. با مردم صحبت می کرد. از آن ها پرسید که فیل نیل چطور بازیکنی است؟ او آخرین بازی من را در لباس نورتهمپتون دید و بعد با سیدنی ریکس مدیر اجرایی باشگاه به دفتر رئیس نورتهمپتون رفتند و کار انتقال را به انجام رساندند. در بیست دقیقه اول دفاع راست و در ادامه دروازه بان بودم. بعد ها به من گفت که این همه راه را آمدیم تا به مدیرم نشان دهم که چه مدافع خوبی هستی! دروازه بان اخراج شد و پیراهن او را بر تن کردم. پس از این تجربه، نیل 23 ساله به لیورپول منتقل شد ودربی مرسی ساید را تجربه کرد. بازی بدون گل تمام شد و نیل در سه بازی بعدی روی نیمکت نشست. از دسته چهارم به تیمی بزرگ پیوسته بودم. به رختکنی وارد شدم که کیگان، توشاک، امیلین هیوز، ری کلمنس، فیل تامپسون، تامی اسمیت، یان کلگن و بازیکنانی از این دست در آن بودند. با خود می گفتم که آیا واقعا با وجود این بازیکنان بزرگ، شانسی به من می رسد؟ باب می دانست که روز جمعه در نورتهمپتون بازی کرده ام اما روز شنبه پیش از دربی مرسی ساید مشکلی برای یکی از بازیکنان در دفاع کناری به وجود آمد. باب آمد و گفت خودت را آماده کن پسر! وظیفه محافظت از یک بازیکن ریز نقش آن ها به اسم جان کانلی را داشتم. بازیکن خوبی بود اما کارم را خوب انجام دادم و بازی 0-0 شد. بعد از بازی امیلین هیوز آمد و گفت کارت خوب بود نیلی. ناامیدمان نکردی. دقیقه ای از 22 بازی نهایی تیم در فصل 75-1974 را از دست نداد. بیشتر در دفاع چپ، به جای الک لیندسی به کار گرفته می شد با اینکه دفاع راست را ترجیح می داد. کریس لاولر در روزهای نخست حضور او بازنشست شد. کسی باور نداشت، که بازیکنی بتواند جای دفاع راست بزرگ روزهای شنکس را پر کند. اما نیل کم کم توانست جای لاولر را در دفاع راست بگیرد.  آمار بازی های پیاپی بی نظیری بر جا گذاشت. بین 23 اکتبر 76 تا سپتامبر 83 حتی یک بازی را از دست نداد و آمار 417 بازی پیاپی را ثبت کرد. طی ده سال تنها یک بازی را در لیگ از دست داد که دلیل آن هم مصدومیتی بود که در دیدار با من یونایتد به وجود آمد. دو بار نزدیک بود که رکوردم از دست برود. یک بار  استخوان گونه ام شکست. راجر دیویس مهاجم دربی در سال 76 با آرنج به صورتم زد. اما باز هم بازی کردم و جای آن شکستگی هرگز خوب نشد. چهارشنبه بود که باب پیزلی به من گفت حالت چطور است؟ گفتم خوبم. دکتر تیم می گفت نباید برای یک ماه بازی کنم اما با او موافق نبودم. با انگشت شکسته هم بازی کردم. برای شش هفته در شرایطی بازی می کردم که یک استوک شماره هفت برای یک پا و یک استوک شماره هشت برای پای دیگرم داشتم. رونی موران (دستیار شنکلی، پیزلی، فگن، دالگلیش، سونس و ایوانز) انگشت شکسته را گچ گرفت اما نمی توانستم با استوک های عادی بازی کنم. باید راهی برای ضربه زدن به توپ و تکل زدن پیدا می کردم آن گاه با چند تزریق در طول بازی می شد دوام آورد. دفعاتی بود که مشکلاتی پیش آمد تا دیداری را از دست دهم اما اینطور نشد. هیجان انگیز بود. در تمام آن سال ها حتی یک جلسه تمرینی را از دست ندادم. هرگز سرما نخوردم. هر روز لبخندی بر لب داشتم.

پس از قهرمانی اروپا در سال 77 ری کلمنس دروازه بان افسانه ای لیورپول گفت بیشتر مردم می دانند که فیل هم اتاقی و بهترین دوست من در باشگاه است. او به تیم بُعد های جدید می افزاید و کیفیت های بسیاری در زمینه به پیش بردن بازی دارد. بهتر است که در تیم شما باشد چون دانشی عجیب در خصوص محل حضور تمام بازیکنان در زمین و اینکه چه کاری می کنند دارد. به من می گوید که در نورتهمپتون دروازه بان بهتری به نسبت من بوده است! آنقدر روی زمین خوب هست که باور دارم می تواند حتی در پست هافبک بازی کند.زیکو صدایش می کردند و این به خاطر گل هایی بود که به عنوان مدافع به ثمر می رساند. در واقع سابقه 90 گل به  عنوان یک مدافع در باشگاه هایش دارد. در فصل بعد به مدال قهرمانی لیگ انگلستان رسید. در هفت فینال اروپایی حضور داشت و تنها بازیکنی بود که پس از قهرمانی در رم در سال 77، هفت سال بعد در 84 هم در همان استادیوم فینالی دیگر را بازی کرد. در هر دو گل زد تا تنها بازیکنی باشد که در دو فینال برای باشگاه گلزنی کرده است. گل سوم در فینال اول از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند. گفتم که من ضربه را می زنم و به سمت توپ رفتم. نباید این کار را می کردم و شما هم نباید آن را امتحان کنید. تا آن زمان پنالتی نزده بودم. ضربه را آرام به کناره ها زدم. هنوز هم وقتی یادم می آید که چطور باب پیزلی و رونی موران و باقی بچه ها چطور از روی نیمکت به هوا پریدند افتخار می کنم. او دوباره در فینال دیگری باز هم در رم گل زد. دروازه میزبان را باز کرد اما بازی مساوی شد و پنالتی ها برای نخستین بار قرار بود قهرمان اروپا را مشخص کنند. در ضربات پنالتی، استیو نیکول پنالتی خود را خراب کرد و رم با ضربه بارتولومی پیش افتاد اما نیل پنالتی دوم را به گل تبدیل کرد تا در نهایت با درخشش بروس گروبلار در دروازه، ستاره چهارم بر لباس قرمزها نقش ببندد. 

در تابستان 84، نیاز به کاپیتان بود. گراهام سونس باشگاه را ترک کرده بود و نیل با بستن بازوبند شانس رسیدن به آمار بزرگان مادرید دی استفانو و پاکو خنتو را با پنج قهرمانی اروپا به دست آورده بود. اما رویای او در یکی از تیره ترین روزهای تاریخ فوتبال، فینال هیسل، فراموش شد. بارها گفته که هیسل را فراموش نخواهم کرد. در اولین نگاه دانستم که استادیوم شباهتی با ویمبلی، رم یا سایر استادیوم هایی که در آن قهرمان شده بودیم ندارد. به مانند قفس (به خاطر فنس ها) کهنه ای بود. هنوز دوست دارم  بدانم که چه کسی تصمیم گرفت که بازی در آنجا برگزار شود؛ اگر اینطور نبود، تراژدی اتفاق نمی افتاد. اما استادیوم های کهنه تراژدی های زیادی در آن دهه به وجود آوردند. دو هفته پیش از هیسل، استادیوم بردفورد سیتی آتیش گرفت و بیش از 50 نفر بر اثر سوختگی مردند. چهار سال بعد هم در ورزشگاه هیلزبرو فنس ها و سوء مدیریت مسئولان و پلیس باعث مرگ 96 نفر شد.یوفا مدتی بعد از هیسل برای اینکه خود را از مسئله مبرا کند، تنها هواداران لیورپول را مقصر معرفی کرد. اما حقیقت این بود که وضعیت ورزشگاه خود بر شدت موضوع دامن زد. چند سال پیش آرسنال در این استادیوم بازی کرده بود و با مشکلات زیادی روبرو شده بود. برای شب بازی سانتیاگو برنابئو و نیوکمپ در دسترس بودند اما با وجود اصرارهای پیتر رابینسون مدیر لیورپول و جیامپیرو بونیپرتی مدیر یوونتوس در خصوص تغییر مکان بازی، یوفا اصرار داشت که بازی در هیسل برگزار شود. باور داشتم که با بستن بازوبند کاپیتانی قرار است جام های زیادی بالای سر ببرم و آن شب، نخستین قدم خواهد بود. باشگاه برای بیست سال سفیر انگلستان بود اما پس از آن شب، می گفتند که ما فوتبال این کشور را ناامید کرده ایم. واقعا دردناک بود که آن آمار دست نیافتنی، به پایانی نظیر این ختم شد. لیورپول پیش از بازی به طور علنی گفته بود که از وضعیت استادیوم نگران است. باشگاه می دانست که درگیری بین هواداران دو تیم ممکن است. اما یوفا قبول نکرد و وقتی مشکل به وجود آمد، لیورپول را مقصر دانست. ترجیح می دهم که آن شب را فراموش کنم. فاجعه بود. چه چیزی می توانم در این خصوص بگویم؟ انتظار چه حرفی در این خصوص دارید؟ اگر برایتان از درد های آن روزها بگویم، آن را می نویسید و فروش بیشتری خواهید داشت اما چه چیزی پس از آن برای من باقی می ماند؟ چه حسی؟ 

آقای ثبات سابقه پنجاه بازی ملی داشت. نخستین دفاع راست تاریخ تیم ملی بود که به این آمار می رسید و تاکنون فقط گری نویل و گلن جانسون از او عبور کرده اند. طی 11 سال، هشت بار قهرمان انگلستان شد. رکوردی که تنها رایان گیگز  در هفدهمین سال حضور در ترکیب شیاطین سرخ از آن عبور کرد. بابی چارلتون در مورد او گفت که نیل، احتمالا بهترین دفاع کناری تاریخ انگلستان است. کنی دالگلیش هم گفت او بهترین بازیکنی بود که در کنارش بازی کرده ام. پس از هیسل، کنی دالگلیش به عنوان مربی باشگاه انتخاب شد و در آن زمان نیل 34 سال داشت. پس از بازی در هشت بازی نخست، با اینکه دالگلیش به او قول بازی داده بود، به بازیکنی نیمکت نشین تبدیل شد. کینگ کنی به فکر آینده بود و از این رو استیو نیکول جوان جای نیل را گرفت. او می دانست که در روزهای آخر است و از این رو پیشنهاد بولتون راه پذیرفت و به عنوان مربی-بازیکن آن ها شروع به کار کرد. تا 89 بازی و تا 92 مربی واندرز بود. پس از آن حدود دو سال در کاونتری مربیگری کرد و بعد دوره کوتاهی در کاردیف حضور داشت. مدتی هم در تیم ملی دستیار پیتر تیلور بود. آخرین روزهای مربیگریش کار به عنوان دستیار در منچستر سیتی و پیتربورو بود. به دوره حضور در بولتون افتخار می کند. سه بار آن ها را به ویمبلی بردم در حالی که در دسته دوم بودیم. در پنج فصل از شش فصل عملکرد خوبی داشتم. آنقدر خوب بودم که مربی های بعدی از نظم در آن تجلیل کنند. پیشرفت ادامه پیدا کرد و بعد باشگاه به ورزشگاه جدید رفت که در ساخت آن نقش داشتم. در کاونتری فیل بب را با 3.6 میلیون پوند فروختم در حالی که شش ماه قبل کوین کیگان و تری مک دروموت در نیوکاسل می خواستند او را با 175 هزار پوند به خدمت بگیرند. تری هر روز به من زنگ می زد و می گفت حتی یک پنی بیشتر گیرت نمی آید!  مدیرعامل را راضی کردم که تا جام جهانی از فروش او دست بردارد. حضور موفقی در جام جهانی داشت و باعث شد کاونتری سود خوبی به دست بیاورد.

رکوردش گویاست. فیل نیل در باشگاه های نورتهمپتون، لیورپول و بولتون سابقه هفتصد بازی در لیگ انگلستان را دارد که این رکورد با آمار جام های داخلی و قاره ای نزدیک به هزار بازی را نشان می دهد. او یکی از بزرگ ترین های لیورپول و متعلق به بازیکنانی بود باعث می شدند لیورپول به عنوان یک تیم از افراد سخت کوش، دهه ای طلایی داشته باشد. اهل خودنمایی نبود. هرگز به طور جدی مصدوم نشد و تا اواسط دهه چهارم زندگی اش، همواره عضوی اصلی از ترکیب باشگاه بود.