
پیکر شهید علی اکبر شیرودی لحظاتی پس از شهادت
۸۱۳ بازدیدچهارشنبه ۰۵ اسفند ۱۳۹۴ - 0۸:۰۹
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
زندگی بشر بدون اسطوره و قهرمان چیزی کم دارد
و این گونه است که حکیم «ابوالقاسم فردوسی» قرن ها پیش «رستم»را بر صفحه شاهنامه می آفریند تا در روح ایرانی، نفس تازه ای بدمد.
اینک در عصر انفجار اطلاعات و رسانه و هجوم سینما، ماهواره، اینترنت و هزار یک ابزار دیگر نیز آدمی بی نیاز از اسطوره نیست
و باز هم اسطوره ها هستند که به این ابزار سرد، جان داده و جادو می کنند.
اما سهم ما از دنیای تحت اساطیر چیست؟
آمریکایی ها از شکست های خفت بار و سربازان بزدل خود داستان های شگفت می سازند و قهرمانان پولادین، داستان هایی دروغین که میلیون ها نفر- حتی ما را- در اقصی نقاط عالم مبهوت می کند.
هر کشوری که از مردان و زنان بزرگ خود داستان بسازد شایسته ملامت است
و گویا ما از همه بیشتر شایسته ملامتیم
چرا که داستان قهرمانان ما از همه خواندنی، شنیدنی و دیدنی تر
و در عین حال مهجور تر است.
شهید خلبان «علی اکبر قربان شیرودی» یکی از اساطیری است که در کنج غفلت اهالی فرهنگ ایران زمین به انتظار حکیمی دیگر نشسته است تا در رسای مردانگی، شجاعت و ایستادگی اش بسراید که:
«برید و درید و شکست و ببست ----- یلان را سر و سینه و پا و دست»
اگر فرودسی می گوید:
«که رستم یلی بود در سیستان/ منش کرده ام رستم داستان»،
شیرودی و مردانی از این دست، رستم هایی هستند که انتظار فردوسی دیگری را می کشند تا شاهنامه ای سرشار از رزم و بزم بیافرینند.


