میخوام اگر وقت شد و حالش بود ... هر ازگاهی که بی کار شدم یک پلان یا یک سکانس رو اینجا تو بخش (قدرت سینما) واستون تحلیل کنم ...
تحلیل هایی که میذارم کاملا شخصی و اختصاصیه و از استنباط بنده نسبت به اون سکانس یا پلانه ...
.
اولین سکانسی که تحلیل میکنم از بهترین فیلم هزاره جدیده ... البته به نظرم شخصیم میگم خون به پا خواهد شد بهترینه ... شاید افراد دیگری نظرات متفاوتی داشته باشن ...
این سکانس به طرز دیوانه واری خوبه ... و در تکمیل تمام بزرگی و عظمت خود فیلم گام برمیداره ... کلا این فیلم به نظرم یک اتفاق در سینمای هزاره جدیده و برای تکرار شدنش باید سالها منتظر بمونیم ...
.
این سکانس در دقیقه 19:15 ثانیه شروع میشه (البته میدونم نسخه ها باهم متفاوته) جایی که ما یک میز شام و یک گفت و گو داریم و جامپ کات بی ربطی میشیم به ماه ها بعد جایی که یک چاه نفتی به بار میشینه و دوباره جامپ کات میشیم به شاید سالی بعد که دنیل پلینویو در کار و کاسبی نفتی خودش به شهرتی رسیده ...
این توضیح کوتاه رو دادم که متوجه روند کلی سکانس بشید ...
در جامپ کات اول ما یک زوم فوروارد داریم (حرکت رو به جلوی دوربین) و فوران شدن نفت ... در پلان کوتاه، یک پلان توضیحیه درباره به ثمر نشستن چاه نفتی دنیل اما صرفا این نیست ... بلکه شروع یک رویاست ... دوربین زوم فوروارد میکنه، دنیل از جلوی کادر رد شده و چراغ کوچک رو خاموش میکنه تا قطرات نفت باهاش برخورد نکنه و در پایان پلان دوربین میره زیر آبشار نفت و میذاره تا صورت مخاطبان خیس بشه ...
پلان مانند حرکت یک نفر در حمام میمونه ... میره زیر دوش آب، هم از نظر تصویربرداری به بیننده یک تنه میزنه که ببین چطوری دارم خیست میکنم و هم از منظر تحلیلی باعث ایجاد رنگ مه آلود در تصویر میشه ... مانند شروع یک رویا و آرام چشمان دوربین بسته میشه ... مثل بسته شدن چشم های همه ما در حمام وقتی زیر دوش میریم ...
وقتی چشم ها بسته میشه ... این تنها صداست که تو حمام میشنویم ... صداها رساتر میشه، و ما در ذهنمون به پرواز درمیام و رویاپردازی میکنیم ...
ببینید چه استادانه ما وارد یک کابوس شدیم ... یک رویا درون حمام فیلمساز ... سکانس بعدی خود رویاست ... جایی که درناکجا آباد همان صداهای بم شده و رسا از حرکت ارابه های بالاکش نفتی حسی شبیه به نشستن روی عرشه کشتی را به ما میدهد؛ پسری ناشناس وارد شده با دنیل رو به رو میشود ... دوربین آی لول نیست ... بلکه روی زمین نشسته تا حس راز آلود سکانس بیش از پیش تغیان کند ... پسرک نزدیک دنیل شده و پیشنهاد میدهد که او جایی را برای استخراج نفت به دنیل خواهد فروخت ...
در روند داستانی و پایان فیلم ... نتیجه این سکانس است که باعث تمام اتفاقات آینده خواهد شد ... یعنی به طور کلی این سکانس نقطه عطف اول داستان و شروع درام و رویدادهاست ... مانند هدیه ای که خدا به دنیل میدهد تا او در تقابل با راهب کلیسا پیروز شود ... . دلیل رویاگونه بودن سکانس همین است، اینکه ما نباید به حقیقت وجود یک همچین ملاقاتی برهان داشته باشیم ... و باید یک راز نهفته باقی بماند!
شخصیت دنیل و پال دانو به زیرکانه ترین شکل ممکن ساخته میشود ... تنها کافیست به اندازه دیالوگ ها و مکث ها دقت کنید ... پاسخ ها به قدری پیچیده اما محاورانه است که باورپذیری آن را برایمان دوچندان میکند ... دنیل قبل از دیالوگ ها مکث میکند ... گویا در حال برانداز کردن شخصیت رو به رویی خویش است ... این مکث ها باعث شخصیت پردازی خود وی میشود ... هر مکث نشانه ریزبینی، هوش و سوالات به طرز عامدانه ای شطرنج وار است ... دنیل اذن نشستن میگیرد و دوربین با زوم شدن از لانگ شات سه وجهی دنیل، پال و ولچر به مدیوم شات ضد نور پال میرسد و به مدیوم شات دان لول دنیل کات میشود ... یک کات هوشمندانه که عمر پلان قبلی را تمام نمیکند و گویی در تکامل آن به معنای کلی وابسته است ...
در ادامه این پلان پسر دنیل (اچ دبلیو) از خواب بیدار شده و پشت پال در بکگراند فلو تصویر روی تخت مینشیند ... در این برخورد پال ابتدا پس از سوال کوتاهی از دنیل به اچ دبلیو سلام میکند و این نشان دهنده شخصیت اجتماعی اوست ... بر خلاف برادرش که در چند سکانس بعد او ابتدا منتظر سلام اچ دبلیو میماند به سبک سنتی که از وی شخصیتی مغرور میسازد ... .
ببینید یک فیلمساز چطور میتونه با یک سلام کردن شخصیت پردازی کنه .. بر خلاف فیلم های این سالها که اصولا از ابتدایی ترین ترفندهای شخصیت پردازی هم دور هستن چه برسه به این خرده پردازی های بی نظیر ... .
سکانس با پیگیری نقشه و سوال و پرسش های نهایی دنیل به پایان میرسد ... قبل از پایان تنها یک دیالوگ کوتاه در این پلان اشاره میکنم:
- این ماییم، تو لیتل یوستون، ایستگاه هم داریم، تو باید دنبال مزرعه ساندی باشی، رد گوسفندا رو که بگیری میرسی به محله ما ...
.
.
.
خیلی جالبه نه؟! رد گوسفندا رو که بگیری میرسی به لیتل بوستون! منطقه مذهبی درون فیلم!!!
این بخش ادامه دارد ...