اولی: داداش یه خاطره میخوام واست تعریف کنم دومی: بگو داداش من باور میکنم اولی: توی جنگل بودم دیدم یه گرگ داره به سمتم میاد دومی : چی شد؟ اولی : حالا ها ما بدو گرگ بدو ما بدو گرگ بدو بعد رسیدم به یه ابشار قشنگ.. دومی : گرگه چی شد؟ اولی : ها ما بدو گرگ بدو ما بدو گرگ بدو بعد رسیدم به یه رودخانه زیبا.. دومی: گرگه چی شد؟ اولی: ها ما بدو گرگه بدو ما بدو گرگه بدو بعد رسیدم به دریا.. دومی : پس گرگه چی شد؟ اولی: (با اعصبانیت) بابا گرگه ما رو ول کرد تو ول نمیکنی. الان دقیقا وضعیت کریس هم همینه یه چیز گفت رعال بیخیال شد بازیکنای رعال بیخیال شدن ولی بعضیا ول نمیکنن