پابلو امیلیو اسکوبار گاویریا (به اسپانیایی:Pablo Emilio Escobar Gaviria)‏ (۱ دسامبر ۱۹۴۹ - ۲ دسامبر ۱۹۹۳)، قاچاقچی کلمبیایی مواد مخدر بود. وی به عنوان ثروتمندترین قاچاقچی تاریخ بشر شناخته می‌شود که ثروت خالصش تا ۳۰ میلیارد دلار می‌رسید. او یکی از مخوف‌ترین جنایتکاران جهان بود و در طول عمر خود به‌یکی از بزرگترین و ثروتمندترین قاچاقچیان کوکایین در جهان تبدیل شد. او به‌دلیل حمایت‌های بی‌مانندش از فقرای کلمبیا، لقب رابین هود را برای خود بدست آورد. شایان ذکر است در سال‌های فعالیت وی در زمینهٔ قاچاق مواد مخدر ناگزیر درگیری‌های بسیار خونین جریان داشت که بیش از چهارهزار نفر را به‌کام مرگ کشید. به گفته روبرتو اسکوبار برادر و حسابدار شخصی پابلو، وی در اوج قدرتش هفته‌ای ۴۲۰ میلیون دلار درآمد داشت و ثروت او به قدری عظیم بود که صندوق‌های پول نقد را در مزارع کشاورزی، انبارهای مخروبه و بین دیوار خانه‌های اعضای شبکه خود پنهان می‌کرد و هر سال حدود ۱۰ درصد این پول‌ها به دلیل جویدن موش‌ها یا نفوذ آب از بین می‌رفتند.  تنها پسر او سال ۲۰۰۹ در مصاحبه‌ای با دیلی تلگراف گفت که یک بار پدرش هنگام فرار به همراه اعضای خانواده حدود دو میلیون دلار اسکناس را آتش زد تا با آن گرم شویم و غذا بپزیم. در سال 1992 نيروهاي ويژه ارتش آمريکا به جست و جوي جنايتکاراني مثل اسکوبار پيوستند. آنها نيروهاي ويژه ارتش کلمبيا را براي مبارزه با اسکوبار آموزش دادند. بنابراين طرح جست وجوي او آغاز شد و عمليات، جست وجوي بلوک ها نام گرفت. سرانجام بعد از کلي درگيري و کشمکش در دوم دسامبر سال 1993 جنگ عليه اسکوبار به پايان رسيد. او محلي پرجمعيت و شلوغ در ساختمان هاي حومه مدلين را که خودش ساخته بود براي زندگي انتخاب کرد تا جست وجوي او مشکل شود. اما نيروهاي ارتش با تقسيم منطقه به مثلث هاي کوچک و با استفاده از تکنولوژي راديويي به جست وجوي وي پرداختند.در روز دوم دسامبر محل دقيق او ردزني شد، نيروهاي ارتش منطقه را به محاصره در آوردند. محل اختفاي او يک کافه بسيار معمولي در حومه شهر بود. نيروهاي ويژه اقدام به تيراندازي به سمت او و محافظش آلوارو کردند. آن دو به سمت پشت بام گريختند و با دويدن روي آن سعي کردند خودشان را به خيابان پشتي برسانند. اما هر دو آنها با شليک ماموران پليس کلمبيا از پا درآمدند. گلوله ها پا، نيم تنه بالايي و گوش چپ او را زخمي کرد اما قاچاقچي فراري زنده بود. ناگهان و در بين درگيري او با شليک تيري به سرش از پا درآمد. هيچ وقت مشخص نشد چه کسي آن گلوله آخر را شليک کرد. براساس شايعات هوگو ايگويلار به دستور مقامات قضايي و دولتي با هفت تير نه ميليمتري به سر او شليک کرد.آنها اسکوبار را کشتند چون در صورت اعتراف او در دادگاه پاي افراد زيادي به ماجراي او باز مي شد. اما بيشتر اعضاي فاميلش از جمله دو برادرش اين نظر را رد مي کنند. روبرتو مي گويد: «من او را مي شناختم. امکان نداشت خودش را تسليم کند. وقتي از فرار کردن نااميد شده دست به خودکشي زده و با هفت تير به سر خودش شليک کرده». اين فرضيه منطقي تر به نظر مي رسد چون گلوله از فاصله نزديک شليک شده است. بعد از مرگ او کارتل مواد مخدرش از هم پاشيد و تکه تکه شد. به اين ترتيب مشکلي از قاچاق مواد مخدر حل نشد چون کارتل رقيب او يعني کالي به زودي جاي اسکوبار را در بازار مواد مخدر گرفت. البته رئيس اين کارتل هم در سال هاي پاياني دهه نود توسط پليس کلمبيا به قتل رسيد. با مرگ اسکوبار بسياري از مردم شادمان شدند اما تصويري که از او يک رابين هود براي مردم شهر فقير زادگاهش ساخته بود باعث شد بسياري براي او سوگواري کنند. جنازه او در سال 2006 تحويل خواهرزاده او نيکولاس اسکوبار شد. او در سال 1976 با ماري ويکتوريا ازدواج کرده بود که فقط 15 سال سن داشت. آنها دو فرزند به نام هاي خوان و مانوئلا داشتند. اسکوبار براي راحتي خوانواده اش اقدام به ايجاد مزرعه يا قصر شخصي ناپولس کرد. او تصميم داشت يک ارگ به شيوه يوناني براي همسرش بسازد. کارهاي ساختماني آن ارگ شروع شد اما هرگز به پايان نرسيد. مزرعه، باغ وحش و ارگ در سال 1990توسط دولت مصادره شد و به خانواده هاي کم درآمد سپرده شد. فضاي کلي مزرعه هم به صورت يک پارک عمومي درآمد. بعد از مرگش همسر او ويکتوريا و دو فرزندش از کلمبيا رفتند و حالابه نام فاميلي سانتوس کابالرو شناخته مي شوند.