اولین روزهای تماشای فوتبال به تناسب سلایقمان بازیکن و تیم مورد علاقه مان را مشخص می کردیم و آرزوهایمان را در آنها جست و جو می کردیم. همان طور که هر کس به یک سبک موسیقی ، خواننده یا شاعر علاقه داشت علاقه به بازیکن و تیم خاص نیز وجود داشت. هدف از تماشای فوتبال و طرفداری ایجاد هیجان و لذت و تفریح سالم و دورهمی های همراه با کری های دوستانه بود. جذابیت فوتبال و پرطرفدار بودن آن متاسفانه بستر مناسبی را برای خودنمایی و تخلیه عقده های روانی ایجاد کرده است. عده ای که به دنبال سوژه برای ابراز وجود و دیگر آزاری هستند و چه سوژه ای ساده تر و دم دست تر از فوتبال؟! همان عده که قبل از فوت امثال مرحوم پاشایی نامش را نشنیده اند و بعد از مرگشان کاسه داغتر از آش می شوند. هر پست را که باز کنید عقده های فروخورده عده ای معلوم الحال سر باز کرده و فضای سایت را به لجن کشیده است. هر تیمی که در اوج باشد خودشان را هوادار آن تیم معرفی می کنند. در بردها برد را زهر مار می کنند و در باختها نمک روی زخم می پاشند و طبع سادیسمی شان را ارضا می کنند. عده ای بهانه شان این است که 2 نفر نخاله مثل خودشان از هواداران تیم رقیب حرفی زد که به مذاقشان خوش نیامد.پس باید تلافی اش را بر سر همه هواداران تیمهای دیگر درآورد. در حالیکه کامنت دیگران بهانه ای بیش نیست و مشکل سادیسم و خودنمایی است. لطفا اگر پای چپ مسی یا پای راست رونالدو را ندارید و آرزوهایتان را در آنها جست و جو می کنید قلبتان را نرم کنید و عقده و کینه را خارج کنید. شاید روحتان طلایی تر از توپهای طلایی شد که آنها می گیرند. به قول بزرگی: انسان نقطه ایست میان دو بی نهایت ؛ بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته ...