شاید اولین تصویر مهمی که از یوهان کرویف در تلویزیون‌های سراسر جهان پخش شد تا همه بدانند ستاره‌ای بزرگ در فوتبال جهان دارد طلوع می‌کند، مربوط به بازی هلند و سوئد در جام‌جهانی 1974 باشد. کرویف جوان در آن بازی در یک موقعیت که در برابر مدافع حریف قرار گرفت، با حرکات فریبنده و زیبایش چند بار دفاع حریف را مثل برف پاک‌کن شیشه جلوی اتومبیل به این طرف و آن طرف کشید و آخر سر هم او را جا گذاشت و تور دروازه را به لرزه درآورد. قدرت بدنی و سرعت فوق‌العاده‌اش همه را شگفت‌زده می‌کرد و آنقدر باهوش بود که انگار با سه مغز فوتبال بازی می‌کند! او را یکی از به وجود آورندگان و اجراکنندگان «توتال فوتبال» یا همان فوتبال تمام عیار و فراگیر هلند می‌دانند که رینوس میشل، مربی بزرگ هلندی‌ها تئوری پردازش بود و هم‌نسلان کرویف اجراکنندگانش. 14 فصل بازی پرافتخار برای آژاکس و بارسلونا در کنار درخشش خیره‌کننده در جام‌جهانی 1974 که اوج فوتبال هلندی و نقطه والای بازی کرویف را به نمایش گذاشت در کارنامه مرد بزرگ نارنجی‌ها به چشم می‌خورد (238 گل در 383 مسابقه). او در سیستم ویژه رینوس میشل، یک مهاجم مرکزی کلاسیک به شمار می‌آمد که مدام در زمین حریف به عمق دفاع می‌زد، مدافعان حریف را دنبال خودش می‌کشید، به پشت هافبک‌های خودی برمی‌گشت و بی‌وقفه دنبال موقعیتی می‌گشت و برای خودش یا همبازیانش فرصت خلق می‌کرد. دو گلی که او در فینال جام باشگاه‌های اروپا در سال 1972 به اینترمیلان زد و آژاکس را قهرمان کرد، نمونه کامل همین حرکات بود. اگر رئالی‌ها به دی‌استفانو می‌نازند، بی‌شک بارسایی‌ها هم کرویف را داشتند.