مسلما تماشگران این دیدار و به خصوص طرفداران پر و پا قرص آلمان، از توجه به دو مساله و به تبع آن دو سوال، به آسانی چشم نخواهند پوشید:

یک- در این دیدار، هودس، بوآتنگ، هوملس و یانسن خط دفاعی چهار نفره مانشافت را تشکیل می دادند در حالی که بلافاصله در مقابل آنها و در کمربند دفاعی خط میانی، فیلیپ لام و سامی خدیرا، به کار گرفته شده بودند. ناگفته پیداست که پست تخصصی لام، دفاع راست است و به کار گرفتن او در خط میانی، در دو حالت قابل هضم است. اول اینکه بازیکن مکمل قابل اتکایی برای به کارگیری کنار خدیرا وجود نداشته باشد؛ احتمالی که با توجه به مصدومیت شواین اشتایگر، با حضور گوندوعان و برادران بندر، قابل توجه نیست. دلیل دوم می تواند حاکی از آن باشد که آلمان در سمت راست خط دفاعی، صاحب مهره بهتری از فیلیپ لام باشد؛ این احتمال هم با تمجید صریح یواخیم لو از لام که گفته بود او بهترین مدافع راست جهان است (هر چند این جمله مبالغه آمیز باشد)، قابل چشم پوشی است. در این بین تنها دلیل قابل درک لو می تواند توانایی بالای مرد 30 ساله و کاپیتان دوست داشتنی بایرن مونیخ و تیم ملی، در بازی در هر پستی باشد.

 

دو- آلمان ها در این بازی با ترکیب 1-3-2-4 به میدان رفتند. در این شرایط، 4 نفر هجومی آنها را مولر، کروس، شورله و در نوک خط حمله ماریو گوتسه تشکیل می دادند. چنین ترکیبی نشان از این حکایت داشت که ژرمن ها به غیر از ضربات ایستگاهی (که از همین راه به گل رسیدند)، قرار نیست از ضربات سر و توپ های هوایی استفاده کنند. دلیل این مدعا چثه کوچک و قد نسبتا کوتاه گوتسه بود که مشخصا مهاجم کلاسیک هم نیست و می توان به این نتیجه رسید که لو در این دیدار، بدون مهاجم به مصاف نایب قهرمان یورو 2012 رفت. این تاکتیک هر قدر هم به بازی زمینی و حرکات تکنیکی و برنامه ریزی شده تیم کمک کند، آن را از بهره گیری از هوا، محروم می کند. چنین تصمیمی از سوی سرمربی در صورت نداشتن مهاجم صرف، قابل توجیه است، ولی با وجود شورله، دراکسلر، مولر و حتی رویس (با در نظر گرفتن مصدومیت کلوزه و ناآمدگی ماریو گومز)، تصمیم یوگی لو برای بکارگیری جوان ریزنقش بایرن مونیخ در آن نقطه، اگر قرار باشد در جام جهانی هم ادامه پیدا کند، قابل بحث است.

 

 

نظر شما در مورد این دو تصمیم لو چیست؟

یک- بکارگیری فیلیپ لام در خط میانی

دو- استفاده از گوتسه در نوک خط حمله