تیم دهه اول 2000 میلادی,یونان یورو 2004 در این طرف مردان یونانی را شاهد هستیم که شاید بتوان گفت شگفت آور ترین تیم ملی تاریخ باشد. در هر بازی در مقابل تیمهای بزرگ با این تیم در شرایطی خاص می توان منتظر شوک بود.در سال 1950 بازی ایالات متحده امریکا 1-0 انگلیس,در سال 2002 بازی سنگال 1-0 فرانسه نمونه ای از این بازی ها است.در فوتبال شوک زمانی اتفاق می افتد که تیمی که بر بازی تسلط دارد با اختلاف اندک بازی را می بازد. اما قبل از این هیچ تیم از تیمهایی که از آنها انتظار نمی رفت در تاریخ رقابتهای ملی موفق به دریافت جام معتبر ملی نشده بودند.ولی یونان توانست این راه را طی کند و بدون شک این بزرگترین دستاورد تاکتیکی دهه بود. ذهنیت منفی,دفاعی,بدبینانه و متضاد با خیالتان را به یاد بیاورید.اما جالب است,در واقع زمانی که یونان جام را برد,خلق وخوی دفاعی یونان خلق و خوی غالب در جهان شد.آنها در بازی اول پرتغال میزبان را بردند و به طور گسترده ای مورد ستایش قرار گرفتند.پاسهای دقیق,تعداد زیادی از بازیکنان در حمله شرکت می کردند و در کل بازی مثبتی را ارائه دادند.نکات منفی و کمی آشفتگی بازی اول در بازی های بعدی برطرف شد.مانند سنگال در جام جهانی 2002 که شروع خیره کننده ای در بازی اول داشتند. مسلما,یونان بازی کاملا خوبی را در مرحله حذفی انجام نداد.اما نتیجه گیری کامل با استراتژیشان شما را متعجب می کند. مرحله یک چهارم پایانی در مقابل فرانسه(قهرمان دور قبل):1-0 پیروز شدند.گل حاصل از سانتر از جناح راست و ضربه سر. مرحله نیمه نهایی در مقابل جمهوری چک(بهترین تیم رقابتها):1-0 پیروز شدند.گل حاصل از ضربه کرنر از سمت راست و ضربه سر. فینال در مقابل پرتغال(میزبان):1-0 پیروز شدند.گل حاصل از ضربه کرنر از سمت راست و ضربه سر. پیروزی بر قهرمان دور قبل,بهترین تیم جام و میزبان رقابتها در دورهای پیاپی با یک نتیجه مشابه و به ثمر رساندن گل از یک روش چیزی نیست که اتفاقی باشد.این با عقل تاکتیکی بسیار زیاد و به کار گیری دقیق تاکتیک با توجه به هر بازی اتفاق می افتد. نگاه خود را به بازی ششم اوکتبر 2001 برگردانید.در دقیقه 93 در اولدترافورد دیوید بکهام یک ضربه آزاد عالی را روانه دروازه کرد و باعث شد انگلیس به دیدار پایانی جام جهانی راه پیدا کند.بسته به حافظه شما,شاید یادتان بیاید که انگلیس با یونان بازی کرد و شاید به یاد داشته باشید که انگلیس چقدر بد بازی کرد و در ایجاد موقعیت موفق نبود و تا آخر بازی از جریان بازی خارج بودند. شاید به یاد نیاورید که آن بازی اولین بازی اوتو ریهاگل روی نیمکت یونان بود.آنها در آن بازی در بحران بودند ولی اوتو ریهاگل نشان داد برای یونان ایده های مناسبی دارد که آنها می توانند با سیستم یارگیری نفر به نفر به خوبی تیم حریف را دچار مشکل کرده و شاید شکست دهند.ممکن است آنها فقط یک شانس داشته باشند ولی برای تیمی با این وضعیت افتضاح این گونه بازی کردن مانند پیروزی است. در فاز دفاعی یونان بسیار محکم ولی خسته کننده بازی می کند.یونان با توجه به ترکیب تیم حریف خیلی خوب خود را وقف داده و ترکیب مقابل را می گیرد.چیزی که در ترکیب دفاعی آنها خیلی اهمیت دارد وجود یک مدافع آزاد در پشت دفاع است.در مقابل فرانسه آنها یک دفاع سه-چهار نفره داشتند.فرانسه از دو مهاجم استفاده می کرد و در نتیجه یونان از دو مدافع یارگیر و یک سوییپر بهره می برد.ترزگه در مرکز بازی می کرد و او توسط کاپسیس یار گیری می شد.تیری آنری تمایل داشت به سمت چپ حرکت کرده و سپس همزمان با حرکت به عقب به سمت راست نیز حرکت کند.ساتاریدیس در تمام این مسیر با او بود.فایساس برای حرکت کردن به جلو از سمت چپ و اضافه شدن به حمله آزاد بود.و از طرف راست به منظور باز کردن عرض زاگوراکیس اضافه می شد.تفسیر روزنامه ها در روز بعد بازی این بود که یونان با تغییر بین سه-چهار مدافع بازی می کرد,اما در واقعیت یک نکته مهم نیز وجود داشت:یونان از سیستم یارگیری من مارکینگ سفت و سختی استفاده می کرد و بنابراین حرکت بازیکنان فرانسه تاثیر زیادی روی بازی می گذارد.از آنجا که مهاجمان فرانسه متمایل به چپ بودند,دفاع یونان نیز نامتقارن به نظر می رسد. از طرف دیگر بازی چهار هافبک نسبتا مرکزی توانایی فرانسه را روی مالکیت توپ محدود کرد.در شکل موثر از هفت بازیکن در دفاع یونان استفاده می شود.اما حرکت فایساس و زاگوراکیس به جلو,بهترین فرصت گلزنی آنها را در بازی ساخت و این به معنی حمله با پنج نفر است.و جای تعجب ندارد که زاگوراکیس تنها پاس گل بازی را با یک سانتر خلق کرد. آنها شکل مشابهی را در برابر چک نگهداشتند که شامل دوصف در خطوط دفاعی از جلوی زمین بود ، اگرچه انها در اوایل بازی تحت حمله و فشار چک بودند ، اما انها از همان ترفند همیشگی دوباره استفاده کردند ، و دلاس با ضربه سر گل نقره ای را به ثمر رساند سپس انها با تغییراتی کامل با پرتغال در فینال روبه رو شدند ، پرتقال 4-2-3-1 بازی میکرد که پائولتا در راس حمله قرار داشت وبه این معنی بود,که یونان مجبور بود سه دفاع خودش را در زمین خودی نگهدارد یونانی ها مدافعان مرکزی مازاد در نقاط مختلف زمین داشتند هم در خط میانی هم در مناطق گسترده زمین و هم در کانال های چپ و راست و . . . که مدافعین کناری پرتقال برای حرکت از جناحین به جلو ناموفق بودند و ضعیف ظاهر شدند.و بازهم اوتو ریهاگل یک تغییر سنتی داد تا با چهار نفر و یک نفر بیشتر از قبل دفاع کند ، دفاع پوششی و سوییپر مثل یک دیوار بازدارنده در دفاع عمل کرد رونالدو و فیگو با گام هایی سریع و بلند سرتاسر زمین مشخص بودند تا در بازی سه در برابر سه پرتقال در میانه زمین حاضر باشند ، با کاستورانیس درگیر بودند و زاگوراکیس حضور داشت برای ارائه نوعی از حملات اگرچه یونان کیفیت واقعی خود روی توپ را از دست داد اما محرومیت کاراگونیس هم به ندرت در بازی حس شد ورایزس بیشتر رو به جلو بازی میکرد و توسط دو بازیکن دیگر حمایت میشد استلیوس گیانکوپولوس ، یک هافبک نسبتا سنتی است که در فضای محدود خود گیر کرده بود چرا که مجبور بود از دفاع راست خطرناک پرتقالی ، میگل ، مراقبت کند ، در مقابل آن سمت نونو والنته تهدید کمتری به حساب می آمد و آنجلیوس بیشتر توانست روبه جلو و فضا دار بازی کند اگرچه او به یک مهاجم تبدیل میشد گاهی اوقات زمانی که توپ در اختیار یونان بود و سمت راست و عرض دو طرف ستاریوس عالی بود : آیا آنها دوباره میتوانند این کار را انجام دهند ؟ البته که آنها میتوانند ، چاریستیاس دوباره قهرمان میشود و پرتقال به ندرت توانست دفاع یونان را بشکند برای 15 دقیقه پایانی گیانا کوپولوس با استلیوس رنتیدیس تعویض شدند و یک چپ جایگزینش شد ، و یونان به طور موثر با هشت دفاع جلوی محوطه جریمه خود نشست ، فلیپه اسکولاری سرمربی پرتغال هرگز حواسش به مدافع پوششی و سوییپر یونانی نبود و سوالی که از خودش پرسید انجام تغییر یک مهاجم بود که او نونو گومز را کنار پائولتا قرار داد و شکل هجومی پرتغال تقریبا تغییر کرد بسیاری از تیم ها نمیتوانند به راحتی دفاع سه نفره را به چهارنفره تغییر دهند و اکثر مربیان این چالش را دارند که آیا میشود تاکتیک تیم یونان را شکست داد ؟ داشتن تئوری از بازی مقابل فرانسه و چک جواب این سوال است ، اما شما برای اینکه یونان را شکست دهید باید تاکتیک این تیم را تغییر دهید اگر , البته شرایط ریهاگل را مجاب کند به آن تغییر نیاز دارد ؛ او معتقد بود که شکست یونان یعنی اجازه دهید مهاجمان شکل خودشان را به دفاع دیکته کنند ریهاگل در دو جز اصلی هر استقرار تاکتیکی موفق بود: در مرحله اول ، تاکتیک را با نقطه قوت خود ، علم خود ، ایجاد کرده است ، مدافعان سفت و محکم با قدرت بدنی بالا و قابل اعتماد و یک هافبک سخت کوش و البته با استعداد حمله کم ،که فوتبال باز بازی کردن مقابل این تیم خودکشی است انها دفاع محکمی داشتند در مرحله دوم ، تغییرات در تیم خودی حین بازی برای از بین بردن نقاط قوت حریف ، و برای از بین بردن تهدید اصلی خود سیستم بازی مقابل فرانسه و چک را در مقابل پرتغال به کار نگرفت و آن را تغییر داد و بالعکس هدف و حداکثر قدرت یونان از بین بردن نقاط قوت حریفان خود بود ، برای تولید بزرگترین شوک در تاریخ فوتبال بین المللی و به همین دلیل است که یونان قهرمان جام می شود.