تا امروز در چند برنامه تلویزیونی حضور داشته‌ام که به واسطه آنها بیشتر دیده و شناخته شده‌ام؛ یکی از آنها برنامه «قندپهلو» است. در سری دوم این برنامه شرکت کردم و به مقام اول رسیدم. از آن زمان تا امروز به دلایلی در خصوص آن برنامه صحبت و مصاحبه‌ای نکردم. یکی از دلایل سکوتم، عدم افتخار به اعتبار کاذبی است که این برنامه برایم به همراه داشت. اگرچه دیر، ولی بالاخره تصمیم گرفته‌ام آن به اصطلاح اعتبار را به‌اختیار نداشته باشم تا اگر قرار است به چیزی شناخته بشوم، غیر از این جنس باشد. مردم! ما برای شما نقش بازی کرده‌ایم. ما در برنامه «قندپهلو» بداهه‌سرایی نمی‌کردیم. من و همه‌ شرکت‌کنندگان در برنامه قندپهلو، با تصمیم برنامه‌سازان، سوالات را از قبل می‌دانستیم و اشعار را از قبل سروده بودیم. وقتی از من دعوت به حضور در برنامه شد، از نمایشی بودن بداهه‌سرایی اطلاع نداشتم و چند روز قبل از ضبط برنامه متوجه این قضیه شدم. نمی‌دانم چرا به حضور در این برنامه رضایت دادم. الان از کرده‌ام پشیمانم و هیچ افتخاری به آن برنامه و مقام اولم نمی‌کنم. به نظرم همان‌طور که موقع دعوت از من، تصورم این بود که باید بداهه‌سرایی کنم و با این دید دعوت را قبول کردم، متولیان برنامه می‌توانستند برنامه را واقعی اجرا کنند، نه به‌صورت نمایشی و دروغین. نمی‌گویم با طنز ما شاد نشده‌اید ولی کاش هدف، وسیله را توجیه نمی‌کرد و متوسل به دروغ‌های رسانه‌ای نمی‌شدند. به‌هرحال دیر یا زود این مساله عمومی می‌شد. پس عمومی‌اش می‌کنم تا به افرادی که تصور می‌کنند دنبال اعتبارهای کذایی تلویزیون هستم بگویم این به‌اصطلاح اعتبارها پشیزی برایم ارزش ندارد. البته معنایش این نیست که دیگر در برنامه‌های تلویزیونی شرکت نمی‌کنم. http://goo.gl/rKulQV