صدایی ک گرفته صدایی ک خستس خسته از حرف هایی ک صدبار گفت اما کسی نشنید گوشایی ک درد میکنه درد میکنه از گوش کردن اهنگ های تکراری تکراری هایی ک چشماشو گریون میکنه چشم هایی ک از اشک ریختن قرمز شدن قرمزی هایی ک روی لبمه لبی ک خندیدن واسش سخته لبی ک دندونام پارش کردن دندون هایی ک خستن از اینکه رو هم دیگه فشرده شن فشردگی ک قلبم داره قلبی ک زدن ضربانش واسش مهم نیس دیگه هیچی واسش مهم نیست شاید این ضربانش هم با رگ روی دسم تموم شه و همه چی از یه نقطه شروع سخت ب یه پایان غم انگیز برسه این بود تقدیرش دیگه