تماشایِ دقایقِ اولِ ال کلاسیکو شبیهِ فلشبکی از بازیِ رفتِ بارسلونا و بایرن مونیخ در چمپیونز لیگِ فصلِ پیش بود. ایدهیِ اولیه و کلی ساده است. اگر مسی و سوارز و نیمار به باکسِ حریف نزدیک بشوند، هرچقدر هم که مدافعین در یک سومِ خودشان با نظم و دقت دفاع کنند، بالاخره دیر یا زود از این مثلثِ مرگبار ضربه خواهند خورد. طیِ دو فصلِ اخیر هفته به هفته شاهدِ این حقیقت بودهایم. برایِ همین پپ گواردیولا در اولین بازگشتش به نوکمپ تصمیم گرفت با اتکا به مانوئل نویر به عنوانِ یک سوئیپر، خطِ آفسایدش را بالا ببرد و تلاش کند ستارههایِ بارسا را از باکسِ خودش دور نگه دارد. پپ البته به همین اکتفا نکرد و یک قدم جلوتر گذاشت و در کلِ زمین دست به یارگیریِ نفر به نفر زد. این رادیکال شدنِ تاکتیکِ بایرن بود که فرصتهایِ زیادی رویِ پاسهایِ بلند و فرارهایِ سریعِ سوارز و نیمار برایِ بارسلونا پدید آورد و نهایتا بعد از حدود 30 دقیقه بایرن دست از یارگیریِ نفر به نفرش برداشت و خطِ آفسایدش را عقبتر برد.
کاری که زیدان در بازیِ ال کلاسیکویِ دیشب کرد تکرارِ ایدهیِ پپ گواردیولا بود با رویکردی منطقی و واقعگرایانهتر. خطِ آفسایدِ رئال تا نزدیکِ نیمهیِ زمین بالا میآمد اما به جایِ پرس کردنِ پیکه و ماسچرانو، رئالیها عملا با یک 1-5-4 فوقالعاده فشرده فضایِ فعالِ بازی را به 30 تا 40 متر کاهش داده بودند. فاصلهیِ سه خطِ رئال در این بازی معمولا از 35 متر بیشتر نمیشد، عاملی که آریگو ساکی از آن به عنوانِ مهمترین عنصرِ میلانِ بزرگاش در اواخرِ دههیِ 80 استفاده میکرد. شاگردانِ زیدان با تمرکزِ بالا در نیمهیِ زمین دفاع میکردند و در مقاطعی کوتاه پرس خودشان را بالاتر میبردند تا با اتکا به سرعتِ رونالدو و بیل در ضدحمله به بارسلونا ضربه بزنند.
خطِ آفسایدِ بالا همیشه با خطرِ فرارِ مهاجمینِ سرعتی با پاسهایِ بلندِ هافبکها مواجه است و اجرایِ درستش نیاز به مدافعینی با نظم و تمرکزِ بسیار بالا دارد. برایِ همین بود که یک لحظه اشتباه از راموس در همان نیمهیِ اول باعثِ فرارِ نیمار شد و سوارز را تقریبا مقابلِ دروازهیِ خالی قرار داد. اما بهترین گلزنِ این فصل بارسا ناباورانه این فرصت را از دست داد، فرصتی که اگر گل میشد شاید سرنوشتِ بازی را به کلی تغییر میداد. اما این نکته تاثیری در آنالیزِ تاکتیکهایِ زیدان ندارد. قطعا برایِ بردنِ این بارسلونا در نوکمپ به درصدی خوششانسی و اشتباهِ حریف نیاز است. زیدان کاری را که باید، شجاعانه انجام داد، خوششانس بود که راموس در همان نیمهیِ اول دو کارته نشد، بدشانس بود که گلِ سالمِ گرت بیل خطا گرفته شد و در نهایتِ تمامِ این معادلات، با لیاقت سه امتیاز بعید را از بارسلونا گرفت.
دیدنِ کریس رونالدو در حوالیِ باکسِ خودی و دنبال کردنِ فولبکهایِ حریف امری بسیار نادر در تمامِ سالهایِ درخششِ این ستارهیِ پرتغالی بوده، کاری که حتی سر الکس فرگوسن در یونایتد هم از پسش برنمیآمد. اما بازیِ دیشب نویدی بود از آگاهیِ تاکتیکی و کاریزمایِ زیدان برایِ اجرایِ ایدههایش در تیمی پر از سوپراستار. سرنوشتِ زیزو در برنابئو چون در دستانِ فلورنتینو پرز است به هیچ وجه از منظرِ منطقی قابلِ پیشبینی نیست. با این حال نمایشِ رئال در ال کلاسیکویِ دیشب نشانههایِ روشنی از آیندهیِ مربیگریِ زین الدین زیدان داشت.
آرش حقیقی