«محبوب ترین» کلمه ای است که موقع استفاده از آن، باید بسیار دقت کرد. به هیچ عنوان نمیپذیرم که بشود مسابقه ای گذاشت و از مردم خواست مثلا مسیج بزنند و «محبوب ترین» فوتبالیست بعد از انقلاب ایران را انتخاب کنند. اوج محبوبیت هر فوتبالیستی در دوره خودش رخ می‌دهد و برای مقایسه منصفانه باید اوج محبوبیت همه باهم مقایسه شود. وقتی از مردم بخواهید رای بدهند محبوب ترین بازیکن استقلال پس از انقلاب؟ احتمالا فرهاد مجیدی با اختلاف برنده خواهد شد. (امان از این دوقطبی‌ها که هرجا وارد شده، همه چیز را تباه کرده، مسی-رونالدو، رئال-بارسا، مجیدی-کریمی و...) اما این نتیجه قابل اعتناست؟ واقعا در نزدیک به چهار دهه اخیر استقلال بازیکنی محبوب‌تر از مجیدی نداشته؟ این نظرسنجی از اساس مردود است، چون بسیاری از آن‌ها که در فیلم‌های بی کیفیت باقی‌مانده از دهه شصت می‌بینیم، که میان بوران سرمای کشنده و برف تهران، سخت و تنگ روی سکوها نشسته‌اند تا بازی استقلال-تهرانجوان را در لیگ باشگاه‌های تهران ببینند، دیگر نیستند که رای بدهند. در مصاحبه‌ای از مرحوم رضا احدی خوانده بودم، که به فلانی بگویید اگر تو 100 هزار فالوئر داری، برای ما 100 هزار نفر می‌آمد استادیوم (نقل به مضمون). خیلی حرف درستی است. هرگز نمی‌شود ارزش و وزن هواداری که هر بازی به استادیوم می‌رود را با کسی که دو سه دگمه روی اسکرین گوشی می‌فشرد یکسان فرض کرد. بسیاری هم متولد دهه هفتاد و یا هشتاد، که یقین، بیشتر به بازیکنان نسل خودشان رای خواهند داد. بنابراین برای سنجش «محبوب‌ترین» جز اینکه نظرخواهی مربوط به زمان حال، یا بازه محدودی مانند یک دهه باشد، روشی به جز بررسی آماری با پارامترها و متغیرهایی که بشود برای هر دو برهه زمانی ثابت، یا حداقل مشابه تعریفشان کرد، پاسخگو نیست. کاری که به نظرم هنوز حتی یک‌بار هم درست و حسابی انجام نشده. من هم انجام نداده‌ام، گرچه ایده‌هایی دارم که چطور می‌شود چنین مطالعه‌ای را به سرانجام رساند. ولی در باب محبوبیت، یک خاطره‌ دارم که شاید گفتنش خالی از لطف نباشد. پرسپولیس به دلیل علاقه شخصی علی پروین، هرسال تابستان در رامسر اردو می‌زد. به گمانم سال 78 بود. از طریق یکی از آشناها که مدیر داخلی هتل رامسر بود، من و پسرخاله‌ام توانستیم یکی از شب‌ها وارد هتل شودیم (به دلیل حضور پرسپولیس، به جز مهمانان هتل کسی را به لابی راه نمی‌دادند). البته رفتیم و دیدیم جمعیت عظیمی داخل لابی هستند. بالاخره در آن شهر کوچک، هرکس آشنایی پیدا می‌کرد. بازیکنان بعد از شام در لابی حاضر بودند و با هواداران عکس می‌گرفتند، امضا می‌دادند و ... دو نفر در آن جمع تقریبا تمام توجهات را به خود داشتند. علی کریمی و رضا شاهرودی. علی کریمی آن روزها نقل هر محفل فوتبالی بود و ستاره پرسپولیس، و رضا شاهرودی هم که شرح محبوبیتش از تفسیر بی نیاز است! دور و بر این دو از همه شلوغ تر بود تا اینکه علی پروین از پله‌ها آمد پایین. پروین هم از معدود فوتبالیست‌های بزرگی است که محبوبیتش در دوران مربیگری حتی از دوره بازی هم بیشتر شد، وقتی پروین رسید توی لابی، بخش قابل توجهی از جمعیت رفت سمت او. اما همچنان دور و بر کریمی و شاهرودی خیلی شلوغ بود و کریمی دیگر داشت کلافه می‌شد و واکنش نشان می‌داد. سه نقطه تجمع وجود داشت در سه گوشه لابی، و بقیه بازیکنان در مسیر تردد بین این سه نقطه مورد تفقد هواداران قرار می‌گرفتند. تا اینکه ناگهان انگار که از یک سو لشکری حمله کرده باشد، تمام هواداران به سرعت برق دویدند سمت پله‌ها. یک نفر با خنده‌ای عریض روی لب و قامت افراشته در حال پایین آمدن بود. هرگز این صحنه فراموشم نمی‌شود. به طرفه العینی کل سالن خالی شد. پروین و کریمی و شاهرودی و همه و همه رها شدند، و تمام جمعیت دور یک نفر گرد‌آمده بود، طوری که قدم از قدم نمی‌شد برداشت. احمدرضا عابدزاده تازه آن دوران، داوود فنایی در پرسپولیس چهره شده بود و احمدرضا کمتر بازی می‌کرد. این تصویر، لابی یک هتل، و بازیکنانی که یک گوشه برای خودشان ایستاده‌اند و جمعیتی را نظاره می‌کنند که با حالتی انگار مسخ شده از سروکول هم بالا می‌روند تا خود را به یک نفر برسانند، باعث شده حتی علیرغم نداشتن آمار قابل اتکا و مطالعه در خور اعتنا، همیشه فکر کنم احمدرضا عابدزاده محبوب‌ترین بازیکن فوتبال (حداقل پس از انقلاب) است. فراموش نکنیم که در آن سالن، علی کریمی و علی پروین و رضا شاهرودی ایستاده بودند! به نظرم عابدزاده با فاصله، در بحث «محبوبیت» ورای نظرسنجی ها و حتی استانداردهاست. از صفحه فیسبوک سامان زمان زاده گرامی