لمپارد، جرارد، بکهام و اسکولز ... خط هافبک چهار چهار دو آن روزهای انگلیس بود ... آن روزها که عشق حرف اول را میزد
بادکنک سرخ رنگی که در پس زمینه سیاه و سفید لندن از دست دختربچه بریتانیایی رها و به آسمان ها میپیوست، حالا امروز دوباره در پس ابرها نظاره گر دختری ـست که همراه معشوقه اش از کنار تايمز سكوير نیویورک میگذرند ... . پشت شیشه شوبارهای منهتن، پشت سایه روشن مردانی که دست بر شانه های هم گذاشته اند، سبزی چمن ومبلی همه ما را مست میکند ... چمنی که برایان می زیر تشویق های ایستاده جان لنون بلندترین آواز تاریخ را خواند ...
وقتی پدران سرزمین ملکه، توپهای چرمی شکل را در زمین ها خاکی حاشیه یورکشایر جنوبی به حرکت در می آوردند، شاید نمیدانستند، روز ی خواهد امد که این توپ بازی عاشقانه تبدیل به یکی از بزرگترین صنعت های تجاری جهان شود ... صنعت برده داری مدرنی که حتی امروز خریدار ملیت آدم هاست ... .
.
.
.