اینتر و مورينيو يک درام عاشقانه باورپذير ...مرد مغرور و جو گندمي پا به ميعاد گاه مه آتزا مي گذارد...هيجان ميلان را فرا ميگيرد مانند ورود ژنرال به رم ...شور سرزمين چکمه اي را فرا ميگرد...انگار فوتبال ايتاليا تشنه اوست...قدم اول را محکم بر ميدارد...براي شروع سوپرکاپ رو پيشکش نراتزوري ميکند...فصل اول سري آر و درو ميکند با ده امتياز بيشتر نسبت به بانوي پير...در اروپا مغلوب سر الکس ميشود....در جام حذفي حذف ميشود...کمي تامل....موراتي کمي دلسرد شده...او نگاهي به عکس پدر روي ديوار ميکند...و نگاهي به تاريخ ميکند 50 سال بدون بالا سر بردن ليگ قهرمانان و دوباره نگاهي به عمق چشمان پدر بي جان...ايندفعه چشمان پدر چيزي ديگري مي گويد... انگار ميگويد فقط با ژوزه ست که مي توانند رويا پردازي کنن واسه اروپا...پس موراتي بلند ميشود در کنفرانس بشدت از مو حمايت ميکند....ژوره کدي که ميخواست گرفت.. حالا وقت اين رويا پردازي ست...ميليتو رو تبديل به قاتل ميکند....سزار تبديل به سوپرمن ميشود...اسنايدر تبديل به بتمن ميکند....سامويل تبديل ترميناتور ميشود....لوسيو همچون زورو ميشود...و اتويو همچون شواليه و خودش مانند پدر خوانده بالاي سر تيم...اين وسط ماتراتزي ماتريکس را فرامو ش نکنين..... و آقای زانتی...کاپیتان کاپیتانها .....فصل با باختن در سوپر کاپ شروع ميشود...ولي موراتي ترديدي به خودش راه نميدهد...در سري آ رقابت تنگاتنگ با رم ادامه دارد....در جام حذفي بالا ميروند پله پله...اما رويا با حذف چلسي قدرتمند انچلوتي شروع ميشود...زسکا رقيب بعدي ست او خيلي کوچک است که بخواد مانع رويا پردازي مو و موراتي و اينتر شود پس کنار زده ميشود...سري آ همچنان حساس و نفسگير...به نيمه نهايي حذفي مي رسيم....فيورنتينا رقيب است...مشکلي نيست....خبر ميرسد اينتر به بارسا قهرمان اروپا رسيد در نيمه نهايي...موراتي جا ميخورد در اتاق و نگاهي به عکس پدر ميکند ولي بعد از چند ثانيه آرام مي شود...چون مورينيو رو داشت...چون اينتر رو داشت.... فيوره کشته مي شود توسط سامويل اتویو...و اولین فینال.....کمی می گذرد ....20 april ا ز راه رسید و دیدار با بارسا...همه نگران بودن...بازی شروع شد...پدرو گل بارسا...همه گفتن یه برد ساده دیگه واسه پپ...به یکباره طوفان آقای خاص و شاگردانش فرا رسید...اسنایدر مایکون میلیتو و سه گل...تمام... بارسا دفن شد در مه آتزا...خبر رسید که رم قربانی شاگردان آقای خاص خواهند بود در فینال کوپا ....سفر به نیوکمپ و ورزشگاهی که باید ده نفری بشین در آن اگر مربی تون ژوزه ست....انگار نراتزوری میدانست مسیر مادرید از بارسلون میگذرد...فیلم بازی بوسکتس و اخراج موتا اولین تراژدی بازی رو رقم زد...مورینیو در گوش گواردیولا بعد از اخراج موتا(فک نکن بازی تموم شده)....بارسا همه جانبه حمله میکرد و اینتر 10 نفره جانانه دفاع...پیکه گل دقیه 83 رو میزنه ولی بازی دگر تمام میشود...مورینیو و دور افتخار در نیوکمپ و رسیدن به سانتیاگو....رم قربانی میشود در فینال کوپا با تکل گل میلیتو...نه مثل اینکه دست بردار نیستن شاگردان فاکتی...نه مثل اینکه قرار کل اروپا رو قربانی روح بزرگ برگومی کنن...و مادرید از راه رسید...سه گانه؟ تیم ایتالیایی؟ نه نه لعنتی این تابحال اتفاق نیوفتاده...بعیده....ولی نراتزوری در مادرید بود که این اتفاق رو به تاریخ زرین ایتالیا اضافه کنه....شروع...گل میلیتو قاتل...و باز هم او.....میلیتو و گل دوم... وتمام....شاگرد استاد را کیش و مات کرد....موراتی نفس راحت میکشد چرا که به چشمان پدر اعتماد کرد...ولی در جشن قهرمانی خبر میرسد که مو رفتنیه...و این اینتر تمام میشود ...پایان یک رویا درست در شروع رویا....تمام شدن در اوج زیبایی....تقدیم من به تمام نراتزوری فن ها...به امید بلند شدن اینتر بزرگ