شاید اگر ژوزه به سال 2013 برمیگشت هرگز به چلسی بر نمیگشت . این جمله از نظر تیفوسی های چلسی قطعا موردانتقاد قرار میگیرد ولی باید قبول کرد که مورینیو برای یونایتد ساخته شده . شاید هرگز او رو روی نیمکت الدترافور نبینیم ولی قطعا مهره گمشده یونایتد بی سر الکس است.در گذر از شخصیت خاص آقای خاص باید در نظر داشت که او مربی بسیار بزرگی بوده و برای ما طرفداران یونایتد قابل احترام. به نظر بنده ژوزه تنها مربی هست که در تیم رقیب یونایتد حضور داشته باشه ولی در الدترافورد تشویق بشه. نمونه بارز در دیدارهای چلسی و دیدار رئال . مورینیو همیشه از درگیری با سر الکس پرهیز داشت و برعکس عادت همیشگی بسیار به او نزدیک بود. اینکه دو ماه قبل از بازنشستگی سر الکس باخبر باشید و مهمتر اینکه شخصفرگوسن با تماس مستقیم این راگفته خود نشان دهنده رابطه عالی و محترمانه آنها میدهد. سر الکس شخصیت عصر جدید یونایتد هست و مسلما اگر کسی را دوستداشته و محترم بشمارد ، ناخودآگاه آن شخص در دل طرفداران یونایتد جای میگیرد . به نظر یکی از اشتباهات سرالکس به کار گذاشتن دیوید مویس بع عنوان جانشین خود بود. نه اینکه سر الکس اشتباه فکر میکرد و ما درست ، منظور انتخاب مستقیم به عنوان جانشین برای مویس جز فشار سنگین چیزی نداشت. فشاری که در حضور 11 ساله در اورتون ذره ای احساس نکرده بود. تیمی را که با اختلاف 11 امتیاز قهرمان شده بود در رتبه نازل قرار داد . چرا؟ اولین اشتباه قلمداد کردن یونایتد با اورتون بود . تعویض کامل کادر فنی . کسانی که بازوی سر الکس بودن رو از باشگاه جدا کردن اشتباهی بود که برای مویس به قیمت سنگینی پرداخت کرد. بعد از مویس نوبت به ونخال رسید . به شخصه از ایشون از زمان حضور اول در بارسا و بازی جذاب رفت و برگشت 3-3 رو بیاد دارم . سبک مربیگری فنخال در انگلستان شکست خورده به حساب می آید چون فوتبال انگلستان مبتنی بر پاسکاری نیست . به جای فوتبال ظریف از فوتبال خشن استفاده می شود و این نشاندهنده شکست این طرح از ابتدا بوده است. ولی گمشده یونایتد زیاد دور نیست. عاشق انگلستان هست و البته لندن. حداقل قبلا ولی با خرید خانه درمنچستر نشان داد که می شود از روی فکر کار انجام داد و در مواقعی باید قلب را فدا کرد. چند دلیل برای حضور و البته موفقیت ژوزه وجود دارد. اول اینکهمورینیو مانند یونایتد خاص بوده و هست. جالب اینکه اولین باری که ایشان را در تلویزیون دیدم یکی از سخت ترین و دردناکترین شبهای زندگی من بود. آن دو صد متر معروف و شروع سیر صعودی بی نظیر با حذف یونایتد در الدترافورد. دومین دلیل حضور و دوئل دوباره با پپ اینبار از نوع دیگر. دربی همشهری ها. عشق به شکست پپ در اعماق قلب مورینیو وجود دارد و چه جایی بهتر از انگلستان. سومین دلیل غرور شکسته چه برای آقای خاص و چه برای باشگاه خاص. با برخیزیدن یونایتد خود بخ خود غرور شکسته آقای خاص جای خود را به آه و حسرت برای دوست قدیم و دشمن جدید آقای آبرامویچ میدهد و بیشتر و بیشتر در قلب چه طرفداران یونایتد و چه طرفداران چلسی جای میگیرد. البته حضور در یونایتد یعنی اینکه باید تابع باشگاه بود. سیاست منچستریونایتد با تمام تیم های دیگر فرق میکند و این را مورینیو کاملا درک میکند. درگیری و مشاجره و حاشیه برای سرمربی یونایتد ممنوع است . این را آقای خاص با رفتار خاص میداند و شاید ناخودآگاه باعث تمرکز بیشتر و کسب موفقیتهای بیشتر برای او شود و چه بهتر جانشینی شایسته برای سر الکس و قهرمانی با سه تیم در CLکه در تالار مشاهیر بیشتر نمود پیدا میکند. به امید شنیدن اخبار خوش برای تمامی یونایتدی های عزیز و بزرگ. منتظر نقد و نظرات همه دوستان عزیزم می باشم. پاینده باشید.