در سال 2009، 217 نفر از رانندگان حرفه ای فرمول 1، اورا بالاتر از شوماخر بهترین راننده تاریخ فرمول 1 انتخاب کردند. وقتی مارادونا در یک جنگ لفظی با پله ادعا کرد پله محبوب ترین ورزشکار کشورش نیست فکر کرد که پله را تحقیر کرده است، اما قرار گرفتن پشت سنا ی افسانه ای یک افتخار است، برای هر کسی، حتی پله! آیرتون سنا ۲۱ مارس ۱۹۶۰ در سائوپائولو برزیل به دنیا آمد و او را آیرتون نامیدند. چهارسال بعد از تولدش پشت فرمان کارتینگ مهارت‌های خود را به رخ سایرین کشید و زمانی که ۲۲ ساله بود قدم به دنیای فرمول‌یک گذاشت. امروزی‌ها تنها فیلم‌های موجود از مراسم خاک‌سپاری او را به یاد دارند. هزاران نفر از هموطنانش در روز خاک‌سپاری او حضور داشتند و دولت برزیل سه روز عزای عمومی اعلام کرد. آیرتون سنا داسیلوا نه با مرگی دلخراش، بلکه با دلی مهربان و تکنیک رانندگی منحصربه‌فردش امروزه حتی برای رانندگان اسطوره‌ای فرمول‌یک تبدیل به یک افسانه شده است. در سال ۱۹۸۱ وارد سری رقابت‌های Open Wheel شد و در ۱۹۸۳ به عنوان قهرمانی فرمولا۳ بریتانیا رسید. اولین‌بار با تیم Toleman طعم راندن یک اتومبیل فرمول‌یک را چشید و قبل از اینکه به تیم لوتوس رنو بپیوندد، در طول سه فصل قهرمان شش گرندپری شد. در ۱۹۸۸ هم تیمی آلن‌پروست فرانسوی در تیم مک‌لارن هوندا شد که یکی از بهترین رانندگان آن دوران به شمار می‌رفت. در همان سال از ۱۶گرندپری فصل، هشت‌تای آنها را در رده اول از خط پایان گذشت و در نهایت به عنوان قهرمان فصل شناخته شد. در حالی که همگان تصور می‌کردند سنای جوان در فصل بعدی هم قهرمان خواهد شد، اما در کمال تعجب در فصل ۱۹۸۹ آلن‌پروست به عنوان قهرمانی رسید. سنا برای تجربه دومین قهرمانی کاریر خود تا سال ۱۹۹۰ صبر کرد. در آن سال از ۱۶مسابقه فصل، ۱۱تای آنها را در پودیوم حضور داشت، در شش گرندپری به عنوان قهرمانی رسید و با وجود اینکه در سه مسابقه آخر فصل حتی به خط پایان هم نرسید اما با ۷۸امتیاز دومین قهرمانی جهان خود را جشن گرفت. این عنوان قهرمانی در فصل بعدی یعنی ۱۹۹۱ با هفت قهرمانی گرندپری تکرار شد و سنا در پایان، برای سومین‌بار جام قهرمانی فصل را بالای سر برد. بعد از دو قهرمانی پی‌در‌پی، در ۱۹۹۲ تصور می‌شد سنا به شمار قهرمانی‌هایش اضافه کند، اما مک‌لارن‌هوندای سفید و قرمز او به اندازه فصل قبلش سریع نبود و نه تنها جام قهرمانی را به نایجل مانسل واگذار کرد، بلکه در جدول قهرمانی رانندگان هم پایین‌تر از شوماخر در رده چهارم جای گرفت. در ۱۹۹۳ سنا باز هم برای قهرمانی تلاش کرد، اما آلن‌پروست با ویلیامز رنوی آبی و زرد مالک جام قهرمانی فصل شد و سنا با ۲۶امتیاز اختلاف در رده دوم جای گرفت. در ۱۹۹۴ قراردادش را با تیم ویلیامز رنو امضاء کرد تا شاید برای چهارمین‌بار جام قهرمانی فصل را به خانه ببرد. اما ویلیامز FW16 که آدریان نوی (مدیر فنی تیم ردبول) طراحی آن را به عهده داشت، از همان ابتدا اتومبیل شومی بود. سنا در دو رقابت اول فصل نتوانست به خط پایان برسد و در مسابه سوم فصل که گرندپری سن‌مارینو بود همه چیز برای او و طرفدارانش به پایان رسید. ماجرا از این قرار بود که دو اتومبیل با هم تصادف کردند و یکی از آنها به دیوار بتنی برخورد کرد و با وجود فنس‌های محافظ تماشاگران، تکه‌هایی از اتومبیل او باعث مجروح شدن ۹ نفر شد. در همین زمان اتومبیل ایمنی به پیست آمد. سنا بارها در جلسات رانندگان عنوان کرده بود که سرعت اتومبیل ایمنی در زمان حرکت در پیست به اندازه‌ای نیست که بتواند تایرهای اتومبیل‌های فرمول‌یک را گرم نگه‌دارد. بعد از اینکه داوران کناره پیست، آسفالت را برای شروع مجدد رقابت تمیزکردند، اتومبیل ایمنی از پیست خارج شد. مانند همیشه اتومبیل‌ها به شکل Rolling Start (پشت‌سر هم) منتظر مشاهده پرچم‌های سبزرنگ بودند و باری دیگر رقابت در سن‌مارینو آغاز شد. دو دور بعد از استارت در حالی که سنا جلوتر از شوماخر در رده اول مسابقه را ادامه می‌داد در پیچ تومبرلو نتوانست در مسیر پیست باقی بماند و با دیوار بتنی برخورد کرد. در مدتی که سنا از مسیر پیست خارج می‌شد و تا هنگامی که با دیوار کناره پیست برخورد داشته باشد، موفق شده بود سرعت ویلیامز خود را از ۳۰۶ به ۲۱۱کیلومتر در ساعت برساند. اما سرعت این برخورد به اندازه‌ای نبود که بتواند او را سالم از اتومبیل خارج کند. ۳۶دقیقه بعد از تصادف سنا رقابت در سن‌مارینو دوباره شروع شد که در نهایت با قهرمانی شوماخر به پایان یافت. اما دو ساعت و بیست دقیقه بعد از قهرمانی شوماخر رسماً خبر فوت آیرتون سنا در تمامی رسانه‌های خبری منتشر شد در سال ۲۰۰۹، ۲۱۷ نفر از رانندگان فرمول یک در نظرسنجی مجله «اتواسپرت»، سنا را به عنوان برترین راننده تاریخ فرمول یک برگزیدند. وی بیش‌ترین سرعت را در میان رانندگان در یک دور به دست آورده و در سال‌های ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۶، بیش‌ترین آمار Pole Position را به نام خود نوشته است. او در شرایط بارانی بسیار تندتر از دیگران رانندگی می‌کرد که می‌توان به «گراندپری موناکو» سال ۱۹۸۴، « گرندپری پرتغال» سال ۱۹۸۵ و « گرندپری اروپا» در سال ۱۹۹۳ اشاره کرد. وی هم‌چنین با بردن شش عنوان، رکورددار بیش‌ترین برد در گرندپری موناکو است و سومین راننده موفق تاریخ در بردن مسابقه‌ها به شمار می‌آید.