طرفداری- در این بازار گرانی کاغذ که روزنامه ها هشت شان گرو نه شان است انتظار داشته باشیم که مارکا و موندو دپورتیوو منتشر بشود کاری عبث و دور از انتظار است، حتی رسیدن به حداقل استانداردهای آن نیز امکان پذیر نیست.
از روزنامه نگارانی که بازماندگان بهترین مجلات ورزشی هستند که در انتخاب تیتر و عکس روی جلد ساعت ها زحمت می کشیدند، بپرسید که چرا مجله های آنها دیگر منتشر نمی شود؟ البته همین روزنامه ها با همین ابعاد زرد نیز دارای تیراژ بسیار پائینی هستند که به سختی حساب دخل و خرجش بیرون می آید و تنها کمک های بیرون روزنامه می تواند آن ها را سرپا نگه دارد. ولی وقتی فرهنگ مطالعه و روزنامه خوانی دارای چنین افت وحشتناکی شده است آیا بهترین رفتار انتحار نیست؟
در بین این دو روزنامه هواداری روزنامه استقلالی ها در حالی که در سال گذشته از لحاظ تیتر و عکس روی جلد پیشرفت بهتری نسبت به رقیب داشت و چندباری عکس های روی جلدش همچون دهمین باخت پرسپولیسی ها در فصل قبل محبوبیت قابل توجهی پیدا کرد و منجر به واکنش غرض آلود روزنامه سرخپوشان شد، به دلیل مشکلات مالی و عدم حضور مدیر مسئول در مسند باشگاه و عدم تزریق کمک مالی از سوی باشگاه (!) تا چند روز قبل از دربی تعطیل شد. آن ها با کری خوانی های عجیب و غریب برگشتند و اکنون که تیمشان باخته بیشتر ادای کسانی را در می آورند که ما را یاد همان ضرب المثل معروف می اندازد: «خودم که چیزی نیستم اما برادر رشیدی دارم».

اما به واقع آن ها متوجه شدند برای باقی ماندن در این فضا چاره ای جز این ابتذال و ایجاد دلخوشی برای هواداران خود ندارند. وقتی سطح خوانندگان آن ها معلوم است نیازی هم نیست که چندان ابراز نگرانی کرد. وقتی در سطح سیاسی نیز همه روزنامه از تیترهای یکسان و زنجیره ای و زرد چون «خبر مرگش» و «تقریبا هیچ» استفاده می کنند انتظار داریم که در صفحه اول روزنامه های ورزشی تیترهایی از آخرین راه های برون رفت از فوتبال دولتی و آخرین چشم اندازهای توسعه ورزشی را مشاهده کنیم؟
واقعیت این است که روزنامه های هواداری هم سعی می کنند در این الم شنگه کری خوانی 6 و 4 برای خود جایی داشته باشند و به مرکز ثقل آن کری ها تبدیل شوند. در چنین فضای مبتذل و غریبی تنها راه باقی ماندن نیز همین است. اگر کسی چاره دیگری پیشنهاد می کند ابتدا باید به فکر حقوق عقب افتاده کارمندان بی گناه این روزنامه ها نیز باشد.



