اختصاصی طرفداری- حتی با دو جین فوق ستاره هم می شد حدس زد تصمیمات عجولانه ریز و درشت رئال در تابستان نتیجه ای جز همان چیزی که در نیمه اول این فصل رخ داد داشته باشد، همچنانی که باور کردنی نبود به فاصله کمتر از دو ماه پس از شکست مقابل اتلتیکو در سانتیاگو، رئال امروز در دو جام مدعی باشد. تحلیل فنی آن چه در این مدت رفته است از شرایط دفاعی رئال علی رغم نام های بزرگش، نداشته های رئال در فاز حمله به ویژه در بازی های مالکیتی نظیر فقدان وینگر های دریبل زن، جانشین های نداشته برای کریم بنزما و مارسلو، مسئله هامس و ایسکو و ... باشد برای اهلش. اما رئال با زیدان تا اینجای فصل مسیری را طی کرده است که صرف نظر از مقصد، قابل ستایش است.
از تاثیرات ایلومیناتی و مداخلات انجمن های فراماسونری در قرعه کشی چمپیونز لیگ که بگذریم، نتایج مرحله یک چهارم نهایی نشان می دهد، راحت الحلقوم دانستن حاضرین این مرحله بیش از واقعیت ناشی از عدم اشراف ما به تیم هایی است که بازی های آن ها را نمی بینیم. با این وجود، این که حتی در یکی از کابوس وار ترین فصول قرن حاضر نیز رئال مادرید پس از سریال باور نکردنی اشتباهات اداری، فنی و برنامه ریزی امروز یکی از شانس های بردن بزرگ ترین و شکوه مند ترین تورنمنت اروپایی باشد احتمالا باید ربطی به رئال مادرید بودنش داشته باشد، تیمی که اگر نقشه مسیر را در کوچه پس کوچه های کشورش هم از یاد ببرد راه خانه اش را خوب تر از هر کس دیگر بلد است. در حالی که تا همین چند وقت پیش مادریدیسمو نگران تونل زدن در نیوکمپ بود امروز صدای پای رئال مادرید زیر گوش بارسایِ بزرگ نوای چندان دلچسبی ندارد، تحقیر ها و کوچک شماری های افراطی نسبت به تیمی که در قاب هر تحلیل و چارچوب هر بررسی از کلیدی ترین واژه های فوتبال در تاریخ است، امروز بدل به احترامی توام با اضطراب شده است.

برای آن ها که اتفاقات سال های گذشته لالیگا را با وسواس بیشتری رصد کرده اند احتمالا جدیت اتلتیکو که در آن "تلاش غیر قابل بحث ترین مسئله است" تا حدی رشک آور است. آن ها می جنگند و می دوند درست شبیه کارگرانی که می دانند اگر نجنبد به فردا نمی رسند. خبری از گذر کوکه از سی میلیون فالوور در اینستاگرام نیست آن چنانی که تبلیغ شامپو با کله سیمئونه کمی طعنه آمیز است، با این همه آن ها توانسته اند با همین جدیت پایه های امپراطوری مادرید را به لرزه بیندازند و شمشیر آن ها همان چیزی است که رقیب فاقد آن است:" جدیت". نمایش دلپذیر رئال در ال کلاسیکو خیلی بیشتر از پیروزی در خانه بارسلونا، گل صحیح بیل، احیای تیم پس از دریافت گل و ... برای من حاوی نکته ارزشمندتری است. همان جا که زیدان پس از نفوذ آلوز از سمت رونالدو چون صاعقه ای بر پیکر سمپاشی شده ترین بازیکن رئال فرود آمد و از او خواست تا در دفاع بیشتر شرکت کند و اتفاقا نکته دقیقا همین جاست.
از زمان حضور ژوزه مورینیو بر روی نیمکتِ رئال، با احترام به منچستریونایتد، یووه، چلسی و چند قدرت دیگر، در سطح اروپا شاهد شکل گیری سه گانه رئال مادرید- بارسلونا- بایرن مونیخ هستیم که چه درون زمین و چه بیرون از آن رقابت شطرنج گونه ای را با یکدیگر دارند. سنگ اندازی در مسیر بارسا با پیشنهاد رئال برای به نیمار، فروشِ کروس به رئال به شرط واگذاری ژابی به بایرن مونیخ، خرید زودهنگام دنیلو برای از بین بردن یکی از گزینه های بارسا در خصوص جانشینی دنی آلوز سه تا از سیصد مثالی است که نشان می دهد رقابت این سه تیم تا چه اندازه در سال های گذشته همه جانبه بوده است. با این همه مدل استفاده شده توسط رئال و بارسا با بایرن متفاوت بوده است. بایرن هاینکس به عنوان موفق ترین بایرن سال های گذشته یک "تیمِ" به معنای واقعی کلمه بوده است که صرف نظر از تفاوت های ذاتی و طبیعی تکه های پازلش مجموعه ای یک دست و متحد بود. در حالی که رئال و بارسا بارها و بارها به مدد جادوی رونالدو و مسی موفق به پیروزی در نبردهایی شدند که لزوما برتری تاکتیکی خاصی نسبت به حریف نداشتند. در کنار بی شمار مزایای مدل رئال و بارسا، پاشنه آشیل این روش، افول فوق ستاره ای است که تیم سال ها به تکیه بر روی آن عادت کرده است و جادوی او را جایگزین کمبود های تاکتیکی اش کرده است. نظر به تفاوت معنایی سبک بازی رونالدو در این سال ها با گذشته اش به نظر می رسد مهم ترین نقل و انتقالی که رئال در یکی از مهم ترین تابستان هایش با آن مواجه است"گذر از یک مجموعه ابرستاره محور به یک تیم" است که در آن هیچ استثنایی وجود ندارد و کسی حق معامله با تیم را ندارد. تغییر رویه ای که به خوبی در شخصیت فوتبالی کریس قابل ملاحظه است و نتیجه اش عملکرد مثبت رئال و صدر نشینی شایسته او در جدول گلزنان لالیگا و چمپیونز لیگ بدون هیچ گونه کمک غیر عادی است.

البته حکم عقل آن است در فوتبالی که از عرش تا فرشش یک ماه فاصله است جانب احتیاط را رعایت کرد و دل به هیجانات نسپرد و سوار بر موج احساسات هواداران نشد. اما نه حضور رئال در چهار تای پایانی چمپیونز لیگ، نه پیچیدن نفس گرم رئال در شامه صدر نشین لالیگا و هواداران مغرورش و نه حتی احتمال بالای حضور در سن سیروی دوست داشتنی هیچ کدام آنی نیست که باید مادریدیسمو را خوشحال کند. رئال از royal آمده، سلطنتی است، اما برای گرسنگی برای عطش برای بازیابی جدیتِ از دست رفته این سال ها دیر نیست که تاج سلطنت بر پایه های سربازان خستگی ناپذیر استوار است. رئالِ این فصل تا امروز فاتحِ هیچ چیزی نشده و شاید هم در پایان نشود اما مشعلی که به دست زیدان است نشان از روشنی دارد. اسباب بزرگی مهیاست فقط مانده آن کت و شلوار رسمی که حصاری است بر پیکر فرّار کسی که کاتاناچیو را با یک چیپ به سخره گرفت، قدری راحت باش زیزوی عزیز!

* تیتر یادداشت به فیلم سینمایی مشهور The Revenant به کارگردانی ایناریتو اشاره دارد.



