به یاد رفتگان و دوستداران ... موافق گرد با ابر بهاران
چنان بیرحم زد تیغ جدایی ... که گویی خود نبودهست آشنایی
چو نالان آمدت آب روان پیش ... مدد بخشش از آب دیدهٔ خویش
.
.
.
امیدوارم جو زده نباشیم، قرمز با فونت بزرگ ننویسم مخالف مساوی مسدود، امیدوارم همچنان حقیقی از کنار هم بودن لذت ببریم، امیدوارم آدم های عادی با کنش های بزرگ نباشیم، آدم های ماکت واری که تا لحظه مرگ ساتور به دست در صف جلادها خواهند ماند، اما همین که دستمان از دنیا کوتاه شود میشوند اولیای دم ...