آندرس اینیستا بعد از شکست مقابلِ بارسلونا در چمپیونز لیگ به بازیکنانِ اتلتی گفت شماها خیلی "پسادو" هستید. پسادو به اسپانیایی یعنی سنگین، اما منظورِ اینیستا دقیقا نوعِ بازیِ مردانِ دیگو سیمئونه بود که یک لحظه اجازهیِ نفسِ راحت کشیدن به حریف نمیدهند
دیگو سیمئونه انقلابی در هنرِ دفاع کردن به پا کرده است و مسئلهای برایِ تیمهایِ هجومیِ مدرن طرح کرده که دقیقا نمیدانند چطور حلش کنند. اگر پپ گواردیولا میخواهد میراثش را در بایرن تکمیل کند و سومین چمپیونز لیگِ خودش را ببرد باید راهِ حلِ این مسئله را پیدا کند، مسئلهای که درست در جوابِ انقلابی که خودش در فوتبالِ اروپا به پا کرده بود متولد شد.
اصلا اغراق نیست اگر بگوییم پپ گواردیولا تاریخِ فوتبال را سالِ 2008 با بارسلونا تغییر داد. به قولِ آریگو ساکی فوتبال به بعد و قبل از این سال تقسیم میشود. قبل از بارسلونایِ 2008 پپ، میانگینِ گل در هر بازیِ چمپیونز لیگ 2.59 بود و تیمهایی که به مرحلهیِ نیمه نهایی میرسیدند، در دورانی که مورینیو و بنیتز استادِ رسیدن به این مرحله بودند، میانگین 19 گل در فصل میزدند. این فوتبالِ "کنترلی" بود که در چمپیونز لیگ نتیجه میداد. اما پپ تمامِ این نظام را به هم ریخت.
بعد از بارسلونایِ 2008 پپ، میانگینِ گل در هر بازیِ چمپیونز لیگ به 2.91 رسید و تیمهایی که به نیمه نهایی میرسند میانگینِ 26 گل در فصل میزنند. بارسایِ گواردیولا باعث شد تا فوتبال باز شود. درسته که اینترِ مورینیو در نیمه نهاییِ فصلِ 2009-2010 بارسایِ پپ را شکست داد، اما این پیروزی انگار آخرین مقاومتِ فلسفهیِ قبل از دورانِ گواردیولا بود. اتفاقی نیست که مورینیو در 6 سال قبل از بارسایِ پپ بیشتر جام گرفته بود تا 6 سال بعد از شروعِ این دوران. هیچ تیمی در چمپیونز لیگ با تاکید و تمرکزِ بالا رویِ دفاع کردن موفق به فتحِ این جام نشده است و افتخار به تیمهایی ک هجومی و باز بازی میکنند رسیده است.
تا اینکه سر و کلهیِ دیگو سیمئونه پیدا شد. سیمئونه در اتلتیکو مادرید شروع به بازسازی و نوگراییِ سیستمی قدیمی کرد و کاری کرد که در بالاترین سطحِ فوتبالِ اروپا نتیجه بدهد. اتلتیِ سیمئونه این فصل با میانگینِ 0.45 گلِ خورده در هر بازی، کنارِ بایرن مونیخ، بهترین خطِ دفاعِ پنج لیگِ اولِ اروپا را دارد و با 5 گل خورده در 10 بازیِ چمپیونز لیگ، بهترین خطِ دفاعیِ این تورنمنت را. در واقعِ خطِ دفاعیِ مستحکمِ اتلتی اسلحهای بود برایِ مقابله با خطِ حملههایِ باورنکردنیِ بایرن و بارسا. همین اسلحه بود که در یک چهارمِ نهاییِ بارسا را به زانو درآورد.
با اینکه خودِ مورینیو این مسئله را قبول ندارد، اما بدونِ شک دیگو سیمئونه پیرو و پرچمدارِ فلسفهیِ فوتبالیِ مربیِ پرتغالی است. فوتبالی که بر اساسِ دفاعِ مستحکم و ضدحملههایِ سریع طراحی میشود. البته قطعا تفاوتهایی در جزییاتِ فوتبال این دو مربی وجود دارد. اما نکتهیِ مهم اینجاست که سیمئونه تیمی ساخته که با وجودِ تغییرِ بازیکنانش هم قدرتش را حفظ کرده و دفاعی درست کرده که خیلی خیلی سخت توپ ازش رد میشود. سوال اینجاست که چطور؟
عواملِ مختلفی در موفقیتِ دیگو سیمئونه است. اما مهمتریناش، بدویترین عامل است: انگیزه و روحیه. بازیکنانِ سیمئونه برایِ هر توپ، در هر لحظه و در هر بازی میجنگند و انگار درونشان آتشی روشن است. سیمئونه استاد این است که انگیزه و روحیهیِ بازیکنانش را به بالاترین حدِ ممکن برساند ازشان بالاترین سطحِ بازیشان را بگیرد. و البته در رویکردِ او بازیکنی که حاضر نباشد با چنین شدت و فشاری تلاش کند جایی ندارد. سیمئونه کاری میکند که بازیکنانش تا نفسِ آخر برایش بجنگند. پایِ چشمِ کبودِ دیگو گودین آخرین و یکی از بهترین بازنمودهایِ این روحیهیِ اتلتی بود. این کیفیتی است که مورینیو هم سابقا در آن استاد بود.
امشب شاهدِ جدال دو مربی خواهیم بود که حرکاتِ تیمشان را به دقتِ یک باله طراحی میکنند. تفاوت اینجاست که بالهیِ گواردیولا هجومی است و بالهیِ سیمئونه دفاعی. اتلتیِ سیمئونه در بازیِ برگشت مقابلِ بارسا هیچ فضایی با مسی و سوارز و نیمار و اینیستا نداد. این مسئلهایست که پپ امشب باهاش روبروست. پیچیدهترین مسئلهیِ حالِ حاضرِ فوتبالِ اروپا. مسئلهای که اگر یک نفر قرار باشد حلش کند خودِ پپ گواردیولاست.
Miguel Delaney