فن خال در کمال ناباوری افراد حاضر در مکان برگزاری کنفرانس مطبوعاتی ادعا کرد "داوید دخیا هرگز یک قهرمان نبوده" (قهرمانی رو تجربه نکرده). این در حالی بود که نه تنها داوید دخیا در منچستریونایتد قهرمانی لیگ برتر و دو قهرمانی در کمیونتی شلید رو  تجربه کرده، بلکه در مدت کوتاه حضورش در تیم اصلی اتلتیکو مادرید به افتخارات فوق العاده ای مثل قهرمانی در لیگ اروپا و قهرمانی در سوپرکاپ اروپا رسیده. فن خال در ادامه پا رو فراتر هم گذاشت و ادعا کرد وین رونی و مایکل کریک فقط یک بار  قهرمانی رو تجربه کردن! و چند لحظه بعد و در حالی که خودش شک کرده بود به این موضوع، در وضعیتی واقعاً هیستریک حرف خودش رو نقض کرد و گفت " شاید هم بیشتر از یک قهرمانی داشته باشند". ذکر این نکته خالی از لطف نیست که وین رونی در نسل کنونی بازیکنان انگلستان، با 5 قهرمانی در لیگ برتر، یک قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا، یک قهرمانی در جام باشگاه های جهان، 2 قهرمانی در جام اتحادیه و 3 قهرمانی در کمیونیتی شیلد، پر افتخار ترین بازیکن از نوع خود محسوب میشه. تمام این ها تازه بدون احتساب رکورد شکنی هایی پرشمار و شخصی این بازیکن در نظر گرفته شده. این آمار برای مایکل کریک هم کم و بیش صدق می کنه.

 به طور کلی، در منچستریونایتدِ کنونی 13 بازیکن طعم قهرمانی در لیگ برتر رو چشیده ـند و اینکه سرمربی یک تیم - کلاً یک سرمربی حرفه ای در سطح اول فوتبال اروپا - حتی این موضوع پیش پا افتاده رو نمی دونه که سر الکس فرگوسن و تیمش از سال 2006 تا 2013 یکی از بهترین دوره های خودشون رو با قهرمانی های پیاپی گذروندن و هنوز بازیکنانی از اون جمع در تیم فعلی حضور دارند، مایه شرم و خجالت و ناراحتی و ... هواداران اون تیم رو فراهم می کنه. اینکه باستین شواین اشتایگر - یک برنده واقعی و قهرمان جهان - رو در تیمت داشته باشی و باز هم این طور گستاخانه از "عادت نداشتن بازیکنان به کسب قهرمانی" صحبت کنی، واقعاً داشتن مقدار بی نهایتی از حماقت و گستاخی رو می طلبه که آقای فن خال خوشبختانه در این زمینه حداقل مربی پُریه!

موضوع دیگه ای که بیان کردنش از سوی سرمربی باشگاهی به بزرگی منچستریونایتد به شدت گستاخانه بود، "شرم آور نبودن قهرمانی لسترسیتی در اولدترافورد" بود.فن خال با باخت جنجالی 3-5 به لسترسیتی در فصل قبل باعث شد تا این تیم و بازیکن هاش به درجه جدیدی از خودباوری برسند و دیروز هم با بیان موضوع فوق الذکر، حجت رو تمام کرد و نشون داد که در تزریق خود باوری به تیم های دیگه موفق تر عمل می کنه تا به تیم خودی! تکیه کلامی که از زبان این هلندی نمیفته یکی از موضوعاتیه که جنبه منفی روانیش به جنبه واقع گرایانه ای که فن خال همیشه سعی در القای اون به مطبوعات و هواداران داره می چربه، اینکه:

ما برای این مهم تلاش می کنیم، اما این کار  آسان نیست.

برای درک بهتر این طرز فکر می تونیم به کنفرانس مطبوعاتی سر الکس فرگوسن در سال 2002 اشاره کنیم.  اسکاتلندی دوست داشتنی در اون مقطع زمان سختی رو پشت سر می گذاشت. فصل قبل رو با اختلاف 10 امتیاز کمتر از آرسنال در رتبه دوم به پایان برده بود و در زمان گفتن این جمله به یاد ماندنی هم 6 امتیاز از تیم آرسن ونگر عقب بود. فرگی اما حتی در اون مقطع سخت ترجیح می داد به جای جمله ای واقع گرایانه که مسلماً انرژی منفی بیشتری رو به همراه داره، این جمله رو به زبان بیاره:

بزرگترین چالش من، اتفاقاتی نیست که اکنون در حال رخ دادن هستند. بزرگترین چالش من، به زیر کشیدن لیورپول لعنتی (با لحنی بد) است و می توانید حرف هایم را با همین لحن (بد) چاپ کنید.

سخن آخر این که لوئیس فن خال با هر متر و معیاری حتی از حداقل امتیازات لازم برای هدایت باشگاه منچستریونایتد برخوردار نیست و ابقای این شخص برای فصل آینده ممکنه  فرصت های یونایتد برای کسب قهرمانی در لیگ برتر و بازگشت به سطح اول فوتبال اروپا تا قبل از سال 2020 رو به شدت تحت تاثیر قرار بده. پافشاری روی یک اشتباه هزاران بار از دست گذاشتن روی اون اشتباه در پله اول می تونه کشنده تر باشه.