اونایی که من رو میشناسن میدونن که تمام روز رو دارم اینجا یا درباره سیاست حرف میزنم یا فوتبال اما یه وقتایی یه سری اتفاقات برات رخ میده که سیاست و فوتبال و هر مسئله دیگه رو برات به یه شوخی مضخرف تبدیل میکنه . بعضی وقت ها باید دلت بشکنه تا بفهمی که زندگی یه لایه های پنهانی داره که ناگهانی خودشون رو نشون میدن میچسبن به گلوت و اجازه نفس کشیدن رو ازت میگیرن. نمیخوام اسمش رو بزارم عشق چون میترسم آخرش سوتفاهم باشه. ای لعنت به این احساس لعنتی... نگاهت قلبمو برده هنوزم پس نیاورده دلم بی تاب چشماته بیا ... تا کم نیاورده... پ ن: ببخشید طولانی شد چون تنها راه آروم شدنم درد و دل کردن بود چه سخته هیشکی رو کنارت نداشته باشی واسه درد و دل