نمونههایی مثلِ بازیِ برگشتِ پاریس سن ژرمن مقابلِ چلسی در چمپیونز لیگ و لیورپول مقابلِ منچستر یونایتد در یوروپا لیگ امسال باز هم نشان داد چطور این قانونِ عجیب بازیهایِ حساس و جذاب را نابود میکنند
من هر دو بازی را در استادیوم تماشا کردم. وقتی زلاتان در نیمهیِ دوم دروازهیِ چلسی را باز کرد و نتیجه را در مجموع 4-2 کرد، دیگر هیچ راهی برایِ بازگشت نبود و عملا 23 دقیقهیِ آخر بازی بی معنا شد. فیلیپه کوتینیو هم درست قبل از پایانِ نیمهیِ اول در اولدترافورد دروازهیِ منچستر یونایتد را باز کرد تا تمامِ انرژیِ بازی نابود شود. هیچ راهی برایِ بازگشتِ یونایتد با زدنِ 3 گل نبود.
قانونِ گلِ زده در خانهیِ حریف برایِ این ابداع و اعمال شد که تیمهایِ مهمان 90 دقیقه با 10 نفر تویِ زمینِ خودشان دفاع نکنند. بگذارید اول به پوچیِ این ایده بپردازیم. شما بازیِ اول را در زمینِ حریف 1-1 مساوی میکنید. در بازیِ برگشت در زمینِ خودتان به تساویِ بدونِ گل میرسید. تبریک! شما صعود کردید. اما اگر در بازیِ برگشت 2-2 مساوی کنید حذف شدید. تمام مساویها برابر هستند، ولی بعضی مساویها از بعضی مساویهایِ دیگر برابرترند؟!
منطقی که این قانون با خودش دارد این است که چون گل زدن در خانهیِ حریف سختتر است پس باید امتیازِ بیشتری داشته باشد. با همین منطق میتوان قانونِ دیگری گذاشت که چون گل زدن در خانهیِ خود آسانتر است، اگر میزبان گل نزد باید امتیازی ازش کن شود. این قانون فوتبال را گاهی به هجوی بیربط تبدیل میکند.
قانونِ گلِ زده در خانهیِ حریف اولین بار در جامِ برندگانِ جامِ اروپا در فصلِ 1965-1966 اعمال شد تا مانع از دفاعِ صرفِ تیمهایِ مهمان شود. یک سال بعد این قانون در دورِ اولِ جامِ باشگاههایِ اروپا، یک سال بعدش تا دورِ دوم، و نهایتا در فصلِ 1970-1971 در کلِ تورنمنت اعمال شد. نکتهیِ جالب اینجاست که در ده سال جام باشگاههایِ اروپا پیش از شروعِ استفاده از این قانون، غیر از فصلِ 1958-1959، میانگینِ 3 گل در هر بازی را داشتیم. یعنی نیازی نبود برایِ تحریک تیمهایِ مهمان به روی آوردن به فوتبالی هجومیتر قانونی جدید گذاشت. اما در دورانی که میلان و اینتر کاتاناچو را به دنیایِ فوتبال معرفی کردند و لیدز و لیورپول رو به "متود فوتبال"ِ محافظهکارانه آوردند، انگار ترس از آینده بود که چنین ایدهای را مطرح کرد.
آمار نشان میدهد که این طرح نتیجهای برعکس داد: بینِ فاصلهیِ فصولِ 1962-1963 تا 1969-1970، یعنی قبل از اعمالِ کلیِ قانونِ گلِ زده در خانهیِ حریف، جامِ باشگاههایِ اروپا از دورِ یک هشتم نهایی به بعد میانگینِ 2.94 گل در هر بازی داشت. اما در بازهیِ 21 سالِ بعد، قبل از تغییرِ فرمتِ تورنمنت و اضافه شدنِ دورِ گروهی، این میانگین به 2.53 رسید. با یا بدونِ این قانون هم شاید این میانگین پایینتر میآمد. اما نکتهیِ مهم این است که قانونِ گلِ زده در خانهیِ حریف تاثیری در نوعِ فوتبالِ تیمهایِ مهمان نداشته است. قوانینِ دیگری مثلِ تغییرِ قانونِ آفساید، حذفِ پاسِ رو به عقب به دروازهبان و اصلا نوعِ داوری در فوتبالِ مدرن که خشنوتِ مدافعین را با کارتهایِ زرد و قرمز کمتر میکند، عواملِ موثر در تهاجمیتر شدنِ فوتبال بودهاند.
هفتهیِ پیش را در نظر بگیرید. در 10 دقیقهیِ پایانی، آیا واقعا منچستر سیتی دنبالِ زدنِ گل به رئال مادرید بود، یا سعی داشت بازی را با همان تساویِ بدونِ گل به پایان ببرد و به امیدِ زدنِ گل در خانهیِ حریف در بازیِ برگشت باشد؟ قانونِ گلِ زده در خانهیِ حریف از ابتدا ابلهانه بود. قوانینِ فوتبال در حالِ حاضر مشکلاتِ زیادی دارد، ولی واقعا عجیب است که چرا هنوز این قانونِ ابلهانه را حذف نکردهایم!
جاناتان ویلسون-نویسنده ورزشی گاردین و ایندیپندنت