روزی پادشاهی از وزیر خود خواست تا قوانین جدیدی برای کشورش وضع کند . وزیر پس از چند روز تفکر نزد پادشاه رفت و چند قانون جدید به او پیشهاد داد . قوانین از این قرار بودند : 1-مالیات دو برابر شود 2-قیمت کالای وارداتی ده درصد زیاد شود 3-زنان حق ورود به تجمعات را ندارند 4-مجازات تهمت زدن به دستگاه سیاسی کشور از حبس 10 ساله به اعدام تغییر کند 5-مردم حق ندارند بگوزند! پادشاه از قانون آخر بسیار شگفت زده شد و از وزیر خواست تا دلیل انتخاب چنین قانون احمقانه ای را بگوید : چرا مردم حق ندارند بگوزند ؟ وزیر : قربان به زودی خواهید فهمید که این قانون بسیار کار آمد است و ما را در اجرای دیگر قانون ها بسیار کمک خواهد کرد . پادشاه در کمال تعجب پذیرفت. مردم از قانون ممنوع شدن گوزیدن شاکی بودند و از لج پادشاه و این قانون مسخره اش دائم در اماکن عمومی میگوزیدند . آنها از هر فرصتی استفاده میکردند و میگوزیدند تا اعتراض خود را به این قانون نشان دهند . نیرو های پادشاه نیز دائم با این قانون شکنی مبارزه میکردند و به دستشویی های عمومی رفته و افراد گوزو را دستگیر میکردند . با وضع این قانون دیگر هیچکس به افزایش مالیات و گران شدن کالای خارجی اعتراضی نکرد . حال فهمیدید دلیل وجود گشت ارشاد چیست؟