دو سالی میشه که منچستری ها تحت هدایت فن خال سعی بر بازی با سیستم مالکیت توپ رو دارند و فکر می کنم چیزی که بیشتر باعث کسل کننده تر شدن بازی تیم میشه اینه که فن خال اصرار داره که تیم صرفا بر اساس این شیوه بازی کنه و هیچ استثنا و شرایط خاصی هم وجود نداره! چه در مقابل تیمی از دسته پایین تر در الترافورد بازیداشته باشند. چه در مقابل وستهم (تیم غول کش این فصل جزیره) در آپتون پارک و در حالی که اونا آخرین بازیشون تو ورزشگاه هست و با چنگ و دندون میخوان برای رسیدن به رقابت های اروپایی بجنگند. و همین میشه که منچسترِ فن خال احتمال اینکه هر تیمی رو ببره هست و همین طور احتمال اینکه از هر تیمی ببازه نیز هست. حالا بازی با وستهم تموم شده و نتیجه بازی شکست 3 بر 2 منچستر بود اون هم در حالی که شاید وستهم بیش از 10 موقعیت مسلم گل داشته و منچستر به اندازه گل هاش موقعیت داشته (حتی شاید گل دوم که با هوش مارسیال از زاویه بسته به ثمر رسید اصلا موقعیت مسلم گل نبود! ) اما جدا از نتیجه و آمار موقعیت گل یه نکته جالب دیگه ای هم تو گل های منچستر بود! اون هم اینکه هیچکدوم از گل ها رو روی شیوه مالکیت توپ به ثمر نرسید!!! گل اول از دخیا با یه ضربه هوایی! شروع شد و با دو پاس دیگه توپ گل شد و نیازی به پاسکاری زیادی و کند کردن بازی نداشت. حرکت سریع و پا به توپ راشفورد، پاس خوبش برای ماتا، ارسال زمینی ماتا و در نهایت ضربه مارسیال گل دوم هم روی پرس و توپگیری از مرکز زمین و یه ضد حمله سریع اتفاق افتاد که اونم با توپگیری هررا، فرصت طلبی و پاس خوب رونی و تکنیک و سرعت مارسیال با دو پاس به ثمر رسید و حسرتی که ما طرفداران منچستر میخوریم اینه که در حالی که کل بازی و در مقابل تیم تنومند و قدرتی وستهم که سراپا حمله بودند چیزی که نیاز داشتیم ضد حمله های سریع با پاس های کم بود نه کند کردن بازی و در اختیار داشتن توپ!! شاید اگه روند کلی بازیمون این بود وستهم نمی تونست انقد بی مهابا هجوم بیاره. ضد حمله ضد فوتبال نیست و همین طور اصرار بر مالکیت توپ هم فوتبال نیست. هر سیستمی برای شرایط خاصی ممکنه جواب بده و برعکس.