آیا او که یک روز در لباس راه آهن، پرسپولیس را کشت، جمعه در لباس پرسپولیس راه آهن را می‌کشد؟ آی اسپورت- لیگِ برتر سیزدهم. آخرین مسابقه خانگی فصل پرسپولیس. مقابلِ راه آهن. صدر جدول در تسخیر فولادخوزستان است اما تیم فرکی در اهواز به استقلال می‌بازد تا قرمزها شانس زیادی برای حضور در صدر جدول داشته باشند. نیلسون دوباره در یک بازی بزرگ، یک گل بد دریافت می‌کند اما پرسپولیس با شوت تماشایی عباس‌زاده به بازی برمی‌گردد. ضربه سر عجیب امید عالیشاه در نیمه دوم، تیم دایی را به هدف مهم‌اش می‌رساند. آن‌ها به صدر برگشته‌اند. عقب می‌کشند. دفاع می‌کنند. به حمله ادامه نمی‌دهند. سیلیِ بزرگ اما از راه می‌رسد. توی گوشِ تیم جوان. با ضربه علی علیپور. بازی مساوی می‌شود و فولاد یک هفته بعد جام را بالای سر می‌برد. آن روز، هیچکس فکرش را هم نمی‌کند که دوباره نام علی علیپور را بشنود. هیچکس تصورش را هم نمی‌کند دوباره او را در حال شادی گل در آزادی ببیند. این اتفاق اما رخ می‌دهد. یک سال بعد. این بار جشن گلِ بدون پیراهن او. پیراهنی که علی از تنش درآورده، پیراهن پرسپولیس است. بعد از گلزنی به وحید طالب‌لو در دربی تهران! پسرِ کوچک خط حمله پرسپولیس، در اردوی پیش فصل جاه طلبانه پیراهن شماره 7 را پوشید. این پیراهن را اما از او گرفتند و هفتاد را بر تنش کردند. عددِ دههِ تولدش. او آرام آرام برانکو را مجاب کرد تا به ترکیب اصلی راهش بدهد. تا در حساس‌ترین بازی‌ها به او تکیه کند. در این مهاجم، خصلتی وجود دارد که او را از بیشتر همبازی‌ها متمایز می‌کند. درست وقتی همه ناامید شده‌اند، او با روحیه‌ای عجیب مسیر بازی را عوض می‌کند. درست مثل اتفاقی که در اصفهان افتاد. وقتی همه پرسپولیسی‌ها ناراحتِ دریافت گل مساوی از ذوب بودند اما این بازیکن 20 ساله ناگهان گل دوم را به ثمر رساند. یا چیزی شبیه نبرد پرسپولیس و سیاه جامگان. وقتی که گل دوم علیپور پرسپولیس را به مسابقه برگرداند. در زمان آخرین قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر، علی علیپور سال‌های نوجوانی پشت سر می‌گذاشت و حالا او یکی از امیدهای هواداران پرسپولیس برای بازی بزرگ جمعه است. یک سوپرمن نحیف. یک قهرمان استخوانی که از روی ظاهرش نمی‌توان به خوی جنگجویانه و پرامیدش پی برد. آیا او که یک روز در لباس راه آهن، پرسپولیس را کشت، جمعه در لباس پرسپولیس راه آهن را می‌کشد؟