جان جایی گفته بود: وقتی چهارده سالم شد، به چلسی آمدم، و عاشقش شدم، حالا در بیست و هشت سالگی به من پولهای بیشتری پیشنهاد میشود اما من هرگز از اینجا نخواهم رفت، مگر اینکه روزی چلسی مرا نخواهند . حالا هفت سال از آن روز میگذرد، و جان جایی نرفت و وفادار ماند، امانتی که 14 سال به بازویش بسته بود را امروز تحویل باشگاه داد، حالا دگر نیش و کنایه های گزنده رسانه ها را نخواهد شنید، انگار آخرین روزهایی ـست که کارشناس اسکای ترول های او را به سخره میگیرد، وقتی از تیم ملی اخراج شد را تقریبا فراموش کرده ... حالا فقط همین اخرین پرواز در بریج برایش باقی خواهد ماند، جایی که میدانند او چه مرد بزرگی بود ...