"به قهرمان سلام کن " _________________________________________________________________________ نه خبری از اشباع هست ونه شکم سیری از جام؛ فقط دیوانگیه و شوق ... دیوانگی! فصلی که رویایی پیش میرفت. بارسلونای لعنتی هیچ جوره شکست نمیخورد. نه مادرید زمینش میزد نه رم و نه لندن. پیروزی، پیروزی وتکرار مکررات! اما این لعنتی فوتباله. تیم مدعی تو همه چیز، یهو ریتمش خراب شد. یهو همه چی ریخت به هم. یهو یه جام پرید. وقتی که یه سری نگران شدن و یه سری امیدوار (!)، یه لحظه چشمامون رو بستیم... چندتا سکانس ازخنده های ژاوی با جام لالیگا ... فصل پیش؛ سرود Campeone , Campeone !Ole , Ole , Ole نیوکمپ، شاد و مغرور از فتح لالیگا ...! نگران چشممون رو باز کردیم. نه، کابوس تموم شده بود. درست که نگاه کردیم متوجه امید های برگشته شدیم. تو ساق پای بازیکنا اینو می دیدیم. تو گلهای سوارز... که ما راه رو گم نکردیم. که تلاش انریکه وتیم نباید بی ثمر بشه. با همه این گیر و دارا، لذتی که روز آخر تو جادوی پاهای ال پیستولرو، تو بازی اینیستا و ماسکرانو و تیممون، تو پاس گل نیمار، تو بالا وپایین پریدن های نیمکت و انریکه ی پراز استرس، تو شادی گل های تیم و توی نا امید کردن رقیب همیشگیمون بود، نه توی برد های متوالی وسط فصل انقدر زیاد لمس میشد نه تو بردن دربی و چه وچه! بیست وچهارمیش هم برای ماست! اینجا=>♥! تو قلب هممون... اما یکی بود که تموم وقت ورای ما، جدا از ما و به دور از ما نگاه میکرد...بدون ما.. یوهان؛ این برای تو. تقدیم به روح کرایف.