با نام خدا
محمد صالح طبری / BarcelonaCF.ir
این روزها بحث نیمکت نشینی دروازبان مادریدی ها بحث داغ این روزهای دنیای فوتبال می باشد و امکان ندارد که رسانه ها مبسوط به آن نپردازند مطبوعات ، علی الخصوص رسانه های مادرید مانند مارکا و آ اس همواره این مسئله را سوژه مقالات خود قرار می دهند و به آن می پردازند و این بازیکن و نیمکت نشینی اش را به قدری بزرگ میکنن که انگار چه اتفاق مهمی در دنیای فوتبال افتاده است؟؟!!! آنقدر این دروازبان مادریدی ها رو مظلوم جلوه میدهند که دل حماس با دیدن وضعیت کاپیتان مادریدی ها درد و آوارگی خود را فراموش میکند و برای این بازیکن خون دل میخورد. مادریدی ها اصولا اسطوره سوز هستند و بودند و نمیتوان به این اخلاق آنها ایرادی گرفت؛ چون آنها سالهاست که این کار را میکنند و برایشان کار عادی می باشد نمونه اش را در تاریخ میتوان به وفور یافت. نمونه بزرگ آن رائول گونزالس ، کاپیتان اسطوره ای مادریدی هاست که به طرز رقت باری درب های خروج برنابئو را به او نشان دادند و به طور محترمانه ای او را از باشگاه به بیرون پرت کردند و این برای هواداران تیم مادریدی به قدری دردناک بود که درد آن هنوز التیام نیافته است و هر بار با شنیدن نام رائول آه از نهاد هواداران مادریدی بیرون می آید. نمونه دیگر آن را میتوان به هیرو و گوتی اشاره کرد که آنها هم با بی مهری از این تیم کنار گذاشته شدند.
و اما دروازبان مادریدی ها :
این بازیکن به جرم رابطه داشتن با بازیکنان بارسلونا نظیر پویول و ژاوی از سوی سرمربی سابق تیم مادریدی ، مورد غضب قرار گرفت و رفته رفته روابط آنها بین هم شکراب شد و کار به جایی رسید که مربی سابق این بازیکن را به نیمکت تبعید کرد و آدان بی تجربه را به جای او در ترکیب اصلی فرستاد ؛ اما این پایان ماجرا نبود و با بازیهای افتضاح آدان ، مربی سابق محکوم به قرار دادن دروازبان مادرید در درون دروازه تیمش شد اما با حماقت آربلوا ، بازیکن اضافی تیم مادریدی کار برای این دروازبان سخت و بهانه برای سرمربی سابق جور شد تا این بازیکن را به طور کامل به نیمکت بدوزد و از قضا همین کار را هم کرد و با بهبود یافتن دست دروازبان مادریدی او به حبس ابد بر روی نیمکت از سوی سرمربی سابق محکوم شد و تا انتهای فصل هیچگاه رنگ دروازه را ندید تا فصلش را با بیکاری مطلق سپری کرده باشد.
در فصل جدید با رفتن سرمربی قبلی و آمدن سرمربی جدید همگان فکر میکردند که آرامش به این تیم بازگشته است و در کمال آرامش میتوانند رو به جلو گام بردارند تا اینکه در اولین بازی لالیگا سرمربی جدید در یک عمل عجیب ، دیگو لوپز را جانشین کاپیتان مادریدی ها کرد تا دوباره این مساله در جریان بیفتد و آتش زیر خاکستر زبانه بکشد و هنوز که هنوز است این بازیکن راهی به ترکیب ندارد تا این شائبه بین همگان بوجود آید که مشکل وی به مسائل غیر ورزشی مربوط میشود به طوری که در اواخر فصل گذشته سرمربی اسپانیا با فرجام خواهی وی از سرمربی سابق خواهان بازگشت وی به ترکیب تیم شد ؛ اما سرمربی سابق مغرور تر از این حرفها بود و دامنه این مساله به فصل جدید هم کشیده شده و سرمربی و مربی فعلی تیم مادریدی برای رفع این مسئله هیچ اقدامی انجام نمیدهند.
اما موارد فوق چه ارتباطی به بارسلونا دارد...........
در نگاه اول مسئله فوق هیچ ربطی به باشگاه بارسلونا ندارد و آن مورد یک مورد بی ارزشی ست که زیاد از حد به آن پرداخته شده است....
اما در نگاه دقیق تر میتوان پس لرزه های زلزله مادرید را در تیم ملی اسپانیا و بی عدالتی هایی که سرمربی مادریدی تیم ملی به بازیکنی چون ویکتور والدس تحمیل میکند ، مشاهده کرد.
پس از اتمام فصل قبل و با شروع شدن جام کنفدراسیون ها همگان فکر میکردند که ویکتور دروازبان فیکس تیم ملی اسپانیا میشود و بازیکن مادریدی با وجود دوری 5 ماهه از میادین ذخیره والدس آماده میشود ، اما در کمال تعجب و ناباوری و در اوج کج سلیقگی سرمربی مادریدی تیم ملی اسپانیا ، بازیکن مادریدی در این جام فیکس شد و در بازیهای بی اهمیت و بی ارزش والدس و رینا در درون دروازه قرار گرفتند . در بازیهای مهم و حساس ، بازیکن مادریدی در درون چارچوب قرار داشت و والدس در برابر نیجریه و رینا در برابر تاهیتی فیکس شدند تا همگان بی سلیقگی و پارتی بازی سرمربی مادریدی اسپانیا رو به چشم خود ببینند و دلشان را به 2-3 توپی که به طور اتفاقی به پای بازیکن مادریدی خورد خوش کنند. در نیمه نهایی همان جام و در برابر تیم ملی ایتالیا ، اسپانیا با خوش شانسی بسیار و با وجود غیبت بالوتلی در نوک حمله تیم ایتالیا توانست از این تیم مساوی بگیرد و کار به ضربات پنالتی بکشد و در ضربات پنالتی دروازبان مادریدی نظاره گر تئاتر ضربات زیبای ایتالیون بود و متاسفانه ایتالیا با بدشانسی تمام در ضربه آخر به اسپانیا باخت و حذف شد.
اما دیدار فینال: برزیل تیمی نبود که رحمی داشته باشد و به حریف روبرویش رحم کند ؛ آنها در دیدارهای قبلی حریفان خود از جمله ایتالیا را به زانو در آورده بودند و به مرحله آخر رسیدند و در برابر قدرت اول جهان 3 گل دیدنی به تور دروازه دروازبان مادریدی چسباندند تا اسپانیا تحقیر آمیز ترین نتایج چند سال اخیرش را به جان بخرد و سرمربی مادریدی اسپانیا که خود افتخارات ملی اش را مدیون بازیکنان و سرمربی خوش فکر بارسلونا ، پپ گواردیولاست ، به خاطر دلسوزی برای دروازبان مادریدی متحمل تحقیری بزرگ در این تورنومنت شد. اما این ماجرا گذشت تا اینکه در چندی پیش مقابل فنلاند باز هم بازیکن مادریدی در درون دروازه ایستاد تا به زعم دیگران رکورد دار بازیهای ملی را در دست بگیرد و به دروازبان تاریخی اسپانیا تبدیل شود ولی غافل از اینکه در این میان حق کسی مثل ویکتور والدس به راحتی ضایع شد و سرمربی مادریدی اسپانیا بار دیگر کج فهمی خود را به همگان نشان داد.
و اما ویکتور والدس:
دروازبان اسطوره ای بارسلونا که در کنار پویول و ژاوی جزء قدیمی ها و متعصبان این تیم هستند و ویکتور بارها غیرت و تعصبش را به این تیم بزرگ به همگان نشان داد. نمونه اش بازی برگشت لالیگا در مادرید که بعد از سوت پایان بازی او به سمت داور رفته و نسبت به بخشش و لطفش نسبت به تیم مادریدی در طول بازی اعتراض کرده و تمام قد به دفاع از تیم محبوبش پرداخت و چندین جلسه محرومیت را به خاطر عشقش به بارسا به جان خرید ولی در مقابل بی عدالتی داور کوتاه نیامده و لب به اعتراض گشود.
والدس یکی از بهترین دروازبانان دنیاست اما انگار کسی او را نمی بیند و فقط چشمانشان را به چند اشتباهش در چند بازی دوخته اند. کسی از سیو هایش حرفی به میان نمی آورند اما اشتباهاتش گویا زیباتر و جذابتر جلوه میکند.
هیچکس سوپر سیو های ویکتور را در مستایا به خاطر نمی آورد که دو ضربه متوالی را از بازیکنان خطرناک والنسیا دفع کرد، کسی سوپر سیو هایش را در برابر رئال و مالاگا و اتلتیکو به یاد نمی آورد، کسی غیرت و تعصب و پاسداری اش را در فینال 2006 پاریس و فینال 2008 رم و فینال 2011 ومبلی را به خاطر نمی آورد؛ جایی که بارسلونا بعد از حدود 14 سال توانست اروپا را فتح کند؛ اما همگی به راحتی اشتباهش را در رقابتی بی ارزش به نام سوپر کاپ خوب به یاد دارند و همواره آن را بر سرش می کوبند و به او لقب سوتی میدهند.
سرمربی مادریدی تیم ملی اسپانیا گویی موقع پخش بازیهای بارسا به خواب میرود یا خودش را به خواب میزند تا واکنش های زیبای ویکتور را نبیند
او همواره از این بازیکن نیمکت نشین تمام قد دفاع کرده و همواره برایش دلسوزی میکرد تا مبادا او کمبود محبت احساس کرده و سر خورده بشود و در عوض گویی کاری به ویکتور ندارد.
او ظاهرا یادش رفته بوده که در مقابل فرانسه اگر والدس و واکنش هایش نبود ، تیمش در مرحله پلی آف باید برای کسب سهمیه تورنومنت جهانی میجنگید.
اما...... بگذریم که سخن در این باب بسیار است ولی میخواهم این چند خط آخر مقاله ام را برای ویکتور عزیز بنویسم:
ویکتور عزیز ، در این همه سالها حافظ و سنگربان بهترین تیم قرن جدید بودی و الحق که وظیفه ات را به خوبی ایفا کردی و به حق واقعی ات در تیم ملی نرسیدی و همواره از بی عدالتی رنج کشیدی و با مهربانی و فروتنی ات آنها را ندیده گرفتی و حاضر نشدی اتحاد تیمت را برهم بزنی ، بدون برای ما تو بهترین دروازبان دنیایی و همیشه در قلب ما خواهی ماند.
به امید روزی که آینده درباره تو به قضاوت بنشید و از حق سوخته شده و ظلم و بی عدالتی که در حقت شده سخن بگوید ولی افسوس که دیگر خیلی دیر می شود.....
تو برای ما هواداران کاپیتان سوم با غیرت و اسطوره دوست داشتنی با لبخندهای زیبا و دلنشین هستی.......