یه شعر باحال... یعنی عاشق بیت آخرشم:(((
۲٬۷۰۹ بازدیدسهشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۱۷:۳۳
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
روسری فهمیده دارد صبر من سر می رود
نم نم و با ناز هی دارد عقب تر می رود!
دستِ نامرئیِ باد و دسته های تارِ مو
وای این نامرد با آن ها چه بد ور می رود...!
می زنی لبخند و بیش از پیش خوشگل می شوی!
اختیار این دلم از دست من در می رود
ابروانت می شود یادآور «هشتاد و هشت!»
چشمهایت باز سمت «فتنه» و شر می رود
گر تو را ای فتنه، شیخ شهر ننماید مهار
مثل ایمانِ من، امنیت ز کشور می رود...!
اهل نفرین نیستم؛ اما خدا لعنت کند
آن که را یک روز همراهت به محضر می رود...!!!
#ناصر_عبدالمحمدی


