استقلال در خواب جام حذفی و عدم جاه طلبی برای آینده *** پرسپولیس با چراغ خاموش و آینده نگر و جاه طلب و جام طلب
در موقعیت حساس فعلی برای همه باشگاه ها باید گفت استقلالیها با توجه به فصل خاکستری ( با احتیاط میشود گفت تقریبا مثبت) که پشت سر گذاشتند در باد گرفتن سهمیه و همچنین فینال جام حذفی و جوانگرایی نصفه نیمه خود خوابیده اند.در ادامه به توضیح ایراداتی که به استقلال گرفتم و تمجید هایی که از پرسپولیس کردم می پردازم
.
یکی از علل در خواب بودن و عقب ماندن استقلال از قافیه , شایعات آمدن یا نیامدن مربی جدید (و خانه تکانی احتمالی در کادر فنی نه چندان مقتدر خود)است. هیات مدیره و مدیرعامل استقلال چنان در باد گرفتن سهمیه و پیروزی 50-50 در فینال حذفی خوابیده اند که گویی حواسشان نیست فصل بعد این تیم نباید در آسیا زنگ تفریح رقبا شود.
آن طور که بویش می آید آنها منتظر نتیجه جام حذفی هستند که نتیجه چه شود و سپس با توجه به کمیت و کیفیت فشار هواداران , روی موج سوار شوند و جهت ابقای صندلی خود, با آوردن مربی محبوب هواداران یک حماسه خلق کنند والبته از فردای آن روز ,خیالشان راحت شده و عملا بار مسئولیت تمام نتایج فصل بعد (چه در لیگ چه در آسیا) را از همان لحظه, به گردن مربی و کادر فنی سال بعد می گزارند و خلاص .البته مانند دو سال گذشته گهگاهی با ژستی (که گویا همه ی مسائل را زیر نظر دارند و هیچ چیز از چشمان تیز بینشان دور نمیماند)در یکی دو رسانه صحبت های کلی میکنند (مثلا :ما برای تیم اردو در سوئد تدارک دیدیم!!غافل از اینکه در2-3 مقطع ازتعطیلی های فصل اکثر تیم ها در اردوهای خوبی در ترکیه و کیش و ... بودند و استقلال تنها در تهران و کردان!!!)و با سرعت تمام به پشت میزشان برگشته و چایشان را می نوشند.
در این بین یک معمای حل ناشدنی حداقل برای من وجود دارد. پرویز مظلومی : او هربار که به عنوان سرمربی انتخاب می شود در ابتدا همه هواداران و پیشکسوتان با نگاهی منفی به او مینگرند و هیچ موفقیتی با او را متصور نیستند.ولی او می آید و بر خلاف انتظار خوب ظاهر میشود و حتی بیشتر از انتظارات براورده میکند و همان ها او را به عرش می برند.سپس در ادامه کار و در آخرین ماه های مسابقات شرایطی پیش می آید و او را نه تنها از عرش به فرش بر میگردانند بلکه با بدترین و ناجوانمردانه ترین حرف ها.شعار ها و نظرات کارشناسی بدرقه اش میکنند .ولی مدت کمی بعد از فروکش کردن احساسات نهایتا میبینیم که مردم اورا دوست دارند و به نوعی از کارنامه اش راضیند. (به زودی مطلبی در مورد پرویز مظلومی و همه مسائل پیرامون او از دیدگاه خودم خواهم نوشت )
از دیگر علل تیرگی آینده ی استقلال همانا بی اعتبار کردن و غیر مهم دانستن نقش افرادی مثل نظری جویباری و امیری ( که جزو بهترین ها در کار جذب بازیکن در 15 سال گذشته بوده اند) و موفق نبودن باشگاه بدون این دو در یارگیری در اول فصل گذشته و سپس نیم فصل وخالی بودن بعضی پست ها از بازیکنان واقعا تاثیر گزار در نتایج امسال استقلال و خصوصا دور برگشت کاملا نمایان بود.(از بین ریوالدو-کرار-جابر انصاری-میثم مجیدی-مهدی مومنی -چشمی-شیحی وحاج محمدی و پروپجیج تنها چشمی و انصاری خریدهای خوبی بودند.)
و اما مبحث شیرین و دهان پرکن جوان گرایی: بی دلیل نبود که این روند رو نصفه نیمه خواندم. نگاه کنید به جوانانی که امسال در استقلال بودند و مقایسه با جوانانی که داشتند و حرام کردند.
فخرالدینی : همگان تلاش زیاد و مسئولیت پذیری علی حمودی و همکاری عالیش با خسرو حیدری را به یاد داریم.ولی حالا فخرالدینی در بازی با تیم های کاملا عادی و پر نقص حتی توان نفوذ درست و یا استپ توپ ارسالی رو نداره.این بازیکن بی نهایت خنثی بازی میکنه .تکل های ناقص و بی جهت او در دفاع و نفوذهای نصفه نیمه که بعضا با بیخیالی در برگشت ها همراه میشه که باعث خوردن گل های زیادی میشه.در باب ضربات سر زدن او هم که محمود فکری اشاره درستی کرد...او تکنیک خاصی نداره و حتی با امیر آبادی در دوران افولش هم قابل مقایسه نیست چه برسه به حمودی.
خرسند نیا : معمای عجیبی است که اصلا کارایی این بازیکن به اصطلاح جوان!!چیست و قابلیت خاص او چیست و برای چه دوسال متوالی در همه بازیهای مهم از جمله دربی ها حاضره؟؟
علیرضا رمضانی : سوزاندن بازیکن جوان سرعتی و باتکنیکی چون رمضانی بدلیل مصدومیت!!!!درحالی که او بارها این مساله را کتمان کرده و مشخصا مشکل او عدم مدیریت شدن توسط کادر فنی است(برانکو و مدیریتش در مورد مسلمان رو به یاد آورید)
مومنی :مهدی مومنی 29-30ساله که نیمکت نشین ثابت تیم نفت محسوبب میشد با بهای زیاد به استقلال آمد و هنوز حتی خودش هم کارایی و پست خود را نمیداند.
و اما از حق نگذریم روزبه چشمی.برزای .محسن کریمی.فرشید اسماییلی .شعبانلو. نورافکن. یعقوب کریمی . امین حاج محمدی و سجاد شهباز زاده میتوانند در آینده قابل اتکا باشند (البته نه به عنوان بازیکن همیشه فیکس) و در نهایت پتانسیل رسیدن به کارایی امید ابراهیمی را دارند.
و اما جوان گرایی معکوس : جوانانی که استقلال در فصول پیش خیلی زود از دست داد و سن آنها در فصلی که از استقلال کوچانده شدند را ملاحظه کنید: اسماییل شریفات23.محسن یوسفی28 .میلاد میداوودی27 .علی حمودی26. میثم حسینی25 و حتی ایمان مبعلی بازیساز28 .نیازی به اشاره به پژمان منتظری نیست .اینجاست که به عدم ثبات در باشگاه و هیات مدیره وعدم آینده نگری صحیح در این تیم پی میبریم.
.
و اما درست در طرف مقابل : پرسپولیسی ها بدون توجه به نگرفتن جام ( حتی جام شهدا) ولی با اتکا به نتایج خوب و هماهنگی عالی تیمی و پس زدن عدم موفقیت های دهه ی گذشته به آینده ای روشن مینگرند.آینده ای که ممکن است خیلی روشن تر از آنچه باشد که همه فکر میکنند.از دید من این افراد پرسپولیس را از دهه قبل جدا خواهند کرد:
مدیر عامل : شخصیت آرام و بی حاشیه اما جاه طلب طاهری و توانایی استفاده درست از حسن روابطش با وزیر ورزش وی را متفاوت کرده . او به جای حضور بیشمار در برنامه های رسانه ملی و خود نمایی و داد و بیداد و جنجال و تعریف از سمت ها سابقش بی سر وصدا و با چراغ خاموش خودش را به هواداران قبولانده.
عبدی: اضافه شدن فرد با شخصیت و با سوادی چون حسین عبدی به مقامات باشگاه و منش کاملا حرفه ای او در درک جایگاه خودش در مقامی که هست واصلاحات قدم به قدم از و تنظیم روابط مابین باشگاه و تیم و قانون مند کردن تک تک وظایف افراد و ارکان باشگاه و ملزم کردن خاطیان به جوابگویی.
3-و البته شخص برانکو : معتقدم با وجود مبالغه در مورد تئوریسین بودن او( که نمونه اش عدم نتیجه گیری مثبت در بازی با تیم هایی که مربیان جوان و با علمی دارند مانند ذوب آهن-نفت-پدیده و سه بازی برانکو مقابل گسترش کمالوند وصبای دایی و البته بازی مقابل سپاهان استیماچ و با وجود اخراج پادوانی)و همینطور سیاست مداری در رفتاراجتماعی او (نمونه اش اینکه او با بیش از 11-12 سال بودن در ایران و فوتبالش هنوز فارسی نمیداند یا آگاهانه فارسی صحبت نمیکند تا خود را وارد مسائلی که نیازی به آن نیست و صرفا بیربط و باعث اتلاف انرژی اش میشود وارد نکند ) ولی او عملکرد کاملا مثبتی در باب تیم کردن پرسپولیس داشته که با استفاده از تجربه و آرامش ذاتی اش میسر گشت.
او از همان ابتدا استراتژی اولیه خود را بر پایه ی حفظ فاصله با مقامات باشگاه و سپس کم کردن حاشیه ی تیم و تسلط فکری-فنی روی بازیکنان بنا نهاد (نگاه کنید به رفتارش با مسلمان در اول فصل و مطیع کردن و تاکتیک پذیر کردن او در نیمه دوم فصل و عدم دعوت از صادقیان ) و در این امر موفق بود. میتوان گفت که او کاملا خود را بر تیم و افکار عمومی تحمیل کرد (و با استفاده درست از جنگ روانی جاهایی که موفق نبود با کمک رسانه و هوادار فرافکنی کرده و بار را از روی دوش خود و کادرش برمیداشت که البته این هم هنری است و هر مربی قادر به استفاده به جا و به موقغ از آن نمیباشد) و حالا اکثر بازیکنان خوب لیگ ورای احساس قلبی شان به آبی یا قرمز میخواهند بازیکن تیم او باشند و از همین حالا داستان سوشا و مسلمان را در ذهن خود تحلیل کرده و فقط برای جنگیدن و بازدهی عالی به پرسپولیس خواهند آمد.
با توجه به هوشیاری قرمزها در جذب سریع بازیکنان خوب و جواب پس داده نظیر بیرانوند که هر فرد عاقلی با یک محاسبه سود و زیان میفهمد که (با توجه به سال گذشته قرمز ها) سودش بیشتر از زیانش خواهد بود و همچنین قویتر کردن کمربند دفاعی ( با خرید های در حال انجام )و همچنین گزینه های برانکو برای خرید مهاجمان میتوان آینده ای رویایی برای پرسپولیس متصور شد.
.نگاهی به مبهم بودن کادر فنی آینده استقلال و ضعف آشکار این تیم در همه ی خطوط (به جز شاید دروازه)و گذر زمان به سود رقیبان در جذب بازیکنان شایسته و عدم برنامه ریزی و هدف گزاری صحیح در این هیات مدیره و مدیر عامل. تقریبا بر همگان روشن می سازد که استقلال مقابل رقیب همیشگی اش ضعیف تر خواهد شد و با این سبک جلو رفتن باید در آینده نه چندان دور شاهد تحقیر آبی ها مقابل قرمز ها باشیم.
نتیجه :اینکه این دو باشگاه محبوب دقیقا در نقطه مقابل هم در حال حرکت هستند و طرز رفتار معکوس مدیران و هیات مدیره این دو باشگاه نوید روزهای خوش برای قرمز ها و روزهای بد و طوفانی و پر تنش و پرحاشیه برای آبی ها به دست میدهد .مسولان استقلال فعلا در خوابند و شاید فقط یک جمله از خواب بیدارشان کند و جلوی ضرر بیشتر را بگیرد: زود دیر میشه.
البته نباید از جام خواهی تبریزی ها در سال پیش رو به راحتی بگذریم که ساده انگاریست اگر سهم خواهی (جام خواهی)آذری ها را با وجود 3 تیم خوب و پخته شان راجدی نگیریم.