حامد روز تولد دخترش نازی را جشن می گیرد ، جشنی که فقط خودش در آن حضور دارد ، حرکات موزون وی با آهنگ خاطره هایش با فشفشه هایی در دست و همچنین جر و بحث وی با مامور انتظامی که می گوید : چیه برادر؟! جشن تولده... ممنوعه؟ زن بی حجاب نداریم... زن با حجابم نداریم... مرد بی غیرت نداریم... مرد با غیرتم نداریم... نوار مبتذل نداریم... ماهواره نداریم... صور قبیحه نداریم... حشیش، گرس، تریاک، ذغال خوب و رفیق ناباب نداریم... رقص، آواز، خوشی، خنده، بشکن و بالابنداز نداریم... شرمنده‌تونم هیچ چیز ممنوعه کلاً نداریم... نداریم... مهمونیه ولی مهمون هم نداریم... جشن تولد یه بچه‌س ولی بچه هم نداریم