این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
شاهکار صادق هدایت بوف کور با این سطورآغاز میشود؛
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد.
این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد ، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو
اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد ، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید
خودشان سعی میکنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا
نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله ی افیون و مواد مخدره است ولی
افسوس که تأثیر اینگونه داروها موقت است و بجای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می افزاید.
_آندره برتون ک ازبنیانگذاران سورئالیسم بود
پس ازخواندن رمان بوف کور آنرا یک شاهکار سورئالیستی دانست.
رمان بوف کور جزو 20شاهکار برتر قرن بیستم می باشد
و این نویسنده[صادق هدایت]داستایفسکی ایران است /طبق نظر برتون