
تحقق یک رویا
۳۳۶ بازدیدسهشنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۴
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
انگار روح جوزپه مه آتزا هم بعد از فریاد های
دیگو میلیتو، پرده های سانتیاگو برنابئو را کنار زده بود و داشت ما را میدید... تحقق یک دِرام... دِرام یاغی های بی شیله پیله... پایان دِرام تازه از نطفه متولد شده... صعود بر بامِ سقوط...تمام شدن در اوج زیبایی... عاشقانه مُردن...ماسیمو آن لحظات آخر، بَر روی شانه معشوق میزند و میگوید:
"من فقط ازت خواسته بودم که جالووروسی های مادر به خطا رو سر جاشون بنشونی، با این هوادارا چیکار کردی؟ نابغه لعنتی، تو شجاع ترین مَردی هستی که تا به حال دیدم. من و آنجلو به تو افتخار میکنیم."
کمی آن طرفتَر، فَغان قلب مارکو و کَر شدن گوش آسمان... طی شدن فاصله ها و اُخت شدن تَنِ کله شَقِ گستاخ و الهه ی نراتزوری ها... آن لحظه حتی مهتاب هم برای دیدن آن دو، گردن کج کرده بود... آغوش ماتریکس، آشیانه وداعِ دردناک آخر بود...صدای جیغ بغضی که شکست...بغضی که بمب شد...اسپری فلفلی که در شهر پیچید... میلانی که در خلوت چشمانش، تَر شد... قابِ عکسی که روی میزِ ماتریکس، جاودانه شد... پدر خوانده رفت... با یک دنیا خاطره از کلیساهای کاتولیک میلان تا اِسکله های وِنیز، از دستانی که در جهنم سَمپدوریایی ها قفل شد تا کله پوک بازی های سوپر ماریو در رختکن...
به یاد معشوقی که در پَس خیره نگاهش، ما را نیمه جان رها کرد و رفت.
آن شب هواداران اینتر، تِکه های خیسِ قلب خود را در آغوش خود فشردند و با بوسه بَر روی آرم نراتزوری، زیر نور ماه به خواب رفتند.
#22May2010
#Inter_Bayern
#Santiago_Bernabeu
#UCL_Final
ما را در کانال تلگرام هم دتبال کنید:
http:// telegram.me/specialoneiranianfanpage


