این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
راس ۸ صبح و بیدار شدن از خواب... ورق زدنِ رنجبرانِ دریای ویکتور هوگو با طعمِ جرعه ای از پیلائو... تیک تاکِ رولِکسی که خود را با بیگ بِن، سِت میکرد... پا زدن جیوانی جنتیله های بی تاب از هم آغوشی با سنگ فرش های خیابانِ مرکزی... رقصِ عصاره رز های پارک شهر با جورجیو آرمانی آرمیده روی زارای نوک مدادی... غُرِّش خورشیدی که به جو گندمی های رنگ باخته به سفید، طلایه میبخشید... توقف در کنارِ رستوران کاتولیک های ایرلندی و چک کردن محل قرار... شکار کردنِ اِدی که سیگارش را کِز کرده و دُلار هایش را بازی میدهد... طی شدنِ فاصله ها و کوبیدنِ خودکار بَر روی میز...
"آخرش چند میلیون...؟"
.
.
ما را در کانال تلگرام هم دنبال کنید:
http://telegram.me/specialoneiranianfanpage