
مورینیو، فوتبال دفاعی: تاکید روی غلطِ مصطلح
۶۵۴ بازدیدجمعه ۰۷ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۰
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
مورینیو و فوتبال دفاعی؟ ناسازگاری فوتبال دفاعی مورینیو با فلسفه منچستریونایتد؟ این یکی دیگر سوء تفاهمی است که تلاش جمعی-و البته نه هماهنگ-رسانهها و مطبوعات-ایجاد کرده است. مایکل کاکس نویسندهی گاردین، در یادداشت روز دوم خرداد(22 می) کوشید به همین سوء تفاهم پاسخ بدهد. رئالِ مورینیو، دو فصل پیاپی بیش از 100 گل در لالیگا زد.
آن شکست 5 بر صفر مورینیو مقابل بارسای گواردیولا، به دلیل انتخاب استراتژی هجومی در آن بازی رقم خورد. در نیم فصل اول 2015 2014 چلسیِ مورینیو فوتبال هجومی، بر مبنای پاسهای سریع در یک سوم هجومی بازی میکرد؛ سبکی از بازی که چلسی را به متوسطط سه گل در هر بازی نزدیک کرده بود. البته در دور برگشت، چلسی به شدت افت کرد و متناسب با این افت، مورینیو هم فوتبالاش دفاعی شد تا بتواند صدرنشینی و قهرمانی را حفظ کند. کلمات کلیدی در فوتبال مورینیو «سازماندهی» و «انعطاف» است، اما در اغلب نوشتههای مطبوعاتی، عبارت «فوتبال دفاعی» یا «فوتبال اتوبوسی» به عنوان شناسه اصلی فوتبال مورینیو، طرح میشود. نام این فرایند در مطبوعات را میشود گذاشت «ساختن غلطِ مصطلح بر اساس تکرار».
میتوان چندین غلط مصطلح از این دست را همین جا ردیف کرد. نمونه: ونگر به دلیل نداشتن ستاره بزرگ، نمیتواند قهرمان لیگ برتر شود... تیمی که با یک مهاجم بازی میکند، دفاعی است و تیمی که با دو مهاجم بازی را اغاز میکند، هجومی است...منچستریونایتد فرگوسن همیشه فوتبال هجومی بازی میکرد.» از ترکیب همین غلط مصطلح آخری، یعنی «همیشه هجومی بودن فوتبال فرگوسن» و غلط مصطلح درباره مورینیو، یعنی دفاعی بودن فوتبال او، یک غلط مصطح تازه ساخته شده است؛ اینکه «سبک بازی مورینیو به یونایتد نمیخورد.» مورینیو میتواند اساس بازی یونایتد را هجومی کند، اما انتظار میرود در برخی بازیهای بزرگ فصل، تیم مورینیو با استراتژی دفاعی و «واکنشی» بازی کند.
چنانکه فرگوسن در نیمه نهایی لیگ قهرمانان 2007 2008 با دفاع فشرده در زمین خودی، بارسا را شکست داد و در همان رویارویی با رئالِ مورینیو هم، با حدود 30 درصد مالکیت توپ در مادرید و منچستر، برای حریف زندان درست کرده بود. بله، زندان. کونترائو دفاع چپ رئال پس از بازی در اولدترافورد گفت: «ما تا پیش از اخراج نانی، در یک زندان اسیر شده بودیم و کاری نمیتوانستیم انجام دهیم.» بایرن و بارسا دو تیمی هستند که در 4 سال اخیر کوشیدهاند در اغلب بازیهای خود، فوتبال مالکانه در زمین حریف را اجرا کنند. بماند که حتا درباره هجومی بودن یا هجومی نبودن این شکل از فوتبال هم میتوان در نوشته یا فرصت شفاهی، مباحثه کرد. حتا ارسنالِ ونگر هم چند بازی بزرگ دو فصل اخیرش را با فوتبال بسته و اغاز دفاع در زمین خودی برده است.
اما: 90 درصد تیمهای ملی جهان و تیمهای باشگاهی جهان، از جمله یونایتد فرگوسن یک فلسفه بازی و گرایش کلی دارند اما در طول فصل یا در طول تورنمنت، گاهی با استراتژی ای متفاوت از گرایش/فلسفه کلی خود بازی می کنند.
کلمهیی که باعث ایجاد این همه شبهه و غلطهای مصطلح شده، استفاده از کلمات استراتژی و فلسفه و تاکتیک، در جاهای مختلف، به جای یکدیگر است. شما میتوانید مربیای با فلسفه فوتبال هجومی باشید، اما گاهی تشخیص بدهید که باید در چند بازی خاص، دفاعی بازی کنید مثل فرگوسن. یا یک مربی با فلسفه دفاعی باشید که در چندین بازی فصل، تیم خود را اماده بازی هجومی کنید؛ مثل دیهگوسیمئونه. یا شما میتوانید مربیای منعطف و متمرکز بر سازماندهی در زمینههای مختلف باشید، که بر اساس شرایط محیطی، تغییرات کلی و جزئی در بازی خود ایجاد کنید؛ مثل مورینیو.
برای بلوغ داشتن در هرکدام از این ژانرها، باید پیش از هرچیز، به سوادِ کافی و تجربه اجرایی مناسب رسید. ما داریم درباره بهترین مربیان اروپا حرف میزنیم. راستی مایکل کاکس هم در یادداشت خود به این تیتر رسید که «یونایتد مورینیو هجومی و هیجانانگیز خواهد بود.»


