با چشمای پر از اشک و صدای گرفته ناشی از فریاد و سر داغ و پر درد از استرسو دندونایی پر درد از گاز گرفتن بالشت فقط تو جلوی چشمام ای بمیرم برا تنهایی مقدسم ک توی اتاقش قهرمانی رو دید و تو تنهاییش اشک شوق و حسرت رو با هم ریخت و باعث شد منم کیبرد رو خیس کنم امشب همه چی هست ولی بعد پونزده سال جام با دستای یه نا مقدس ولی با غیرت بالا رفت و جای تو خالیست تا ابد