امروز تيم ملي كشورمان در يك بازي دوستانه به مصاف قرقيزستان رفت. شاگردان كي‌روش چهار روز پيش هم همزمان با تعطيلات كشور، يك بازي تداركاتي با مقدونيه در خاك اين كشور برگزار كردند. ويژگي آن مسابقه اين بود كه تيم ملي كشورمان براي نخستين بار با پوشاك طرح جديدش به ميدان رفت. اين همان پيراهن‌هايي بود كه در زمان رونمايي، با انتقاد شديد و و وحشتناك هواداران در شبكه‌هاي اجتماعي مواجه شد. شدت هجوم‌ها طوري بود كه همه را غافلگير كرد. خيلي‌ها به اين لباس لقب «زيرپيراهني» دادند و از سادگي آن انتقاد كردند. اين اتفاق در حالي رخ مي‌داد كه هيچ‌يك از بازيكنان تيم ملي در مراسم رونمايي حاضر نبودند و طبيعتا لباس جديد در تن هيچكدام از آنها ديده نشد. به علاوه در سراسر جهان پيراهن تيم‌هاي ملي رو به سادگي رفته و اين نكته‌اي نبود كه بتوان از آن انتقاد كرد. با اين وجود طبق معمول قضاوت‌هاي زودرس به شديدترين شكل ممكن انجام گرفت تا مسوولان فدراسيون فوتبال به ناچار ادعا كنند تغيير طرح پيراهن را بررسي خواهند كرد. پنجشنبه‌شب اما وقتي بازي ايران و مقدونيه انجام شد و لباس تيم ملي براي نخستين بار در تن بازيكنان به چشم خورد، كمتر كسي به انتقاد از سر و شكل اين پيراهن‌ها پرداخت. شايد خيلي‌ها متوجه شدند اين لباس آنقدرها هم زشت نبوده و حداقل سزاوار يدك كشيدن عنوان سخيف «زيرپيراهني» نيست. در اينكه لياقت فوتبال ما همكاري با برندهاي مشهورتر است هيچ ترديدي وجود ندارد، همانطور كه بهتر بود رد پاي يكي مثل جواد خياباني در عقد اين قرارداد ديده نمي‌شد. با اين وجود همه ما بايد عادت كنيم قضاوت منصفانه داشته باشيم و از داوري‌هاي شتاب‌زده و احساسي بپرهيزيم. ديدن توامان زواياي زشت و زيباي هر پديده‌اي يك هنر است. متاسفانه اما در شبكه‌هاي اجتماعي اينطور جا افتاده كه هر كس زودتر و تندتر فحش بدهد، روشنفكرتر است و بيشتر مي‌فهمد! حرف ما اين نيست كه لباس جديد تيم ملي عالي و خوش‌طرح است، اما واقعا استحقاق آن همه ملامت و تمسخر را هم نداشت؛ داشت؟