طرفداری- اگر بخواهم خودم را در یک کلمه خلاصه کنم، باید بگویم که من، تمام کننده خوبی هستم. البته فوتبالیست نیستم متاسفانه. بلکه مسئله اینجاست که هرچیزی به من می رسد تمام میشود. مثلا سر کنکور، آقایی که زحمت پخش ساندیس ها به عهده اش بود، یک ساندیس به من داد ولی نی نداد. تو جعبه را خوب گشت، زمین را نگاه کرد، شیطان را لعنت کرد، حتی یک لحظه فکر کردم می خواهد جیب هایش را بگردد! ولی آه عمیقی کشید و به من گفت جایی نروم تا نی بیاورد. من که قاعدتا جایی نمی توانستم بروم، ولی نی هرگز به من نرسید. حالا نه اینکه من می خواستم آن ساندیس گرم و گوشه انبار مانده را بخورم، ولی مسئله این است که هر چیزی به من می رسد تمام می شود. همین طرفداری! به من گفتند که اخبار را بخوان و مطلب بنویس. این اتفاق می توانست یک ماه پیش در اوج لیگ های اروپایی و داخلی بیفتد. می توانست سه ماه دیگر در شروع رقابت لیگ های اروپایی و داخلی بیفتد. ولی نه! حتما باید کارم را وسط امتحانات و اوائل تابستان شروع کنم. شاید بگویید چند روز دیگر یورو شروع می شود و کوپا هم که در جریان است، ولی در دفاع از خودم باید بگویم که رمضان شما هم مبارک باشد.
راستش را بخواهید، به نظر من این انگلیسی ها یک تخته شان کم است. اصلا شیرین می زنند این بندگان خدا. نمی دانم موقع تقسیم عقل این ها کجا بوده اند؟ شما عکس های مربوط به بازسازی آنفیلد، ورزشگاه اختصاصی لیورپول را دیده اید؟ چندین جرثقیل در حال کار است، کارگران می روند و می آیند، اسکلت جایگاه های جدید به همین زودی بالا رفته. یک طوری کار می کنند که انگار کسی دنبالشان کرده! مگر روش کار اینطوری است؟ مگر این ها بلد نیستند؟ بازسازی استادیوم که هول هولی نمی شود. عجله کار شیطان است. این ها اول باید با حوصله استادیوم را تخریب کنند، طوری که در روز شروع لیگ، استادیوم کاملا غیر قابل استفاده باشد. بعد می روند چند قدم بالاتر، گودیسون پارک، استادیوم تیم اورتون. با صحبت و حرف، مسئولین اورتون را قانع می کنند که بازی های لیورپول برای یک سال در این استادیوم برگزار شود - البته می گوییم یک سال، ولی حالا کو تا سال دیگه؟ - این کار که انجام شد، دیگر کار بازسازی استادیوم می افته تو سرازیری! یک روز قیر نیست، یک روز پیمانکار نیست، یک روز بودجه نیست و الی آخر. این روش بازسازی استادیوم که به نقش جهان مذگان معروف است، باید به الگوی تمام پیمانکاران تبدیل شود، ولی اگر این انگلیسی ها بفهمند!
باور کنید این آقای فامیل دور کلاه قرمزی، یک چیزی می دانست و اینقدر در مورد اهمیت "در" صحبت می کرد. شما می خندید ولی واقعا در خیلی مهم است، به خصوص در فوتبال. مثلا آقای رومنیگه، مدیر باشگاه بایرن مونیخ گفته است:
"ما درب های خروج را بسته ایم و هیچ بازیکنی بایرن مونیخ را ترک نمی کند. "
و همین صحبت، اهمیت مساله در را نشان می دهد. یعنی برای باشگاه چلسی، در همیشه رو یک پاشنه می چرخد، آن هم پاشنه آقای آبراموویچ است. باشگاه رئال مادرید، در بخش کادر فنی اش اتوماتیک است که ورود و خروج راحت باشد. باشگاه میلان به جای در، نایلون کشیده ، چون بودجه نیست، اگر هم باشد به درستی خرج نمی شود. یوونتوس یک در ضد سرقت نو دارد ولی به طرز عجیبی آن را فقط پنج یورو خریده است. باشگاه اتلتیکو مادرید هم در ندارد، ولی بازیکنان به صورت شیفتی نگهبانی می دهند و هرکسی بخواهد بدون اجازه از باشگاه خارج شود خون اش پای خودش است. در باشگاه پاریسن ژرمن از طلاست و در باشگاه منچستر یونایتد که یادگار زمان سر الکس است از لولا در آمده و هنوز معلوم نیست کسی می تواند در را جا بندازد یا نه.
البته باشگاه دورتموند هم در مخصوصی دارد که متاسفانه توصیفش در این ماه مبارک خوبیت ندارد!

