طرفداری- تیم ملی فوتبال آرژانتین به اندازه ای بزرگ است که حتی لازم نیست درباره برد هرچند مقتدرانه اش مقابل پاناما، چیزی بنویسیم. اما برد «آلبی سلسته» مقابل پاناما به جز 3 امتیاز و قطعی شدن صعود به مرحله بعد کوپا آمریکا 2016، فواید دیگری هم برای این تیم و رهبر واقعی آن داشت. رهبر واقعی؟ شاید کمتر کسی باشد که با شنیدن این کلمه، به یاد لیونل مسی نیفتد.
چند روز پیش از این بازی، دیگو مارادونا اسطوره فوتبال آرژانتین در یک مصاحبه عجیب، لیونل مسی را فاقد شخصیت رهبری یک تیم بزرگ همچون آرژانتین دانست. شاید از یک بُعد بتوان با عقیده مارادونا تا حدودی همراه بود و آن هم شخصیت ذاتی مسی است. مسی شخصیتی بر خلاف مارادونا دارد، می توان گفت 180 درجه با یکدیگر متفاوتند. با اینکه هر دو از اسطوره های تاریخ فوتبال آرژانتین و دنیا محسوب می شوند، اما سال هاست که هیچ ارتباط کلامی و تماسی با یکدیگر نداشته اند. البته این عدم ارتباط به نظر من یک اتفاق بسیار بدیهی است چرا که بدون توجه به شغل و توانایی این دو انسان در زمینه فوتبال و البته آرژانتینی بودن، هیچ وجه اشتراک اخلاقی بین آنها وجود ندارد. مسی اهل جار و جنجال و درگیری نیست. او تا کنون به هیچ خبرنگاری فحاشی نکرده، رسوایی اخلاقی نداشته، یک پدر نمونه و یک همسر نمونه تر و خانواده دوست بوده، به دنبال کلوب های شبانه و مهمانی های آنچنانی نبوده و تاکنون کسی نشنیده که مسی با فلان شخص دعوا کرده یا درگیر شده است. بزرگ ترین خلاف مسی عدم پرداخت مالیات است که آن هم شاید بر خلاف خواسته شخصی او باشد.

مسی در درون زمین هم به دلیل توانایی مسحور کننده ای که دارد، به خودی خود یک رهبر است. همه بازیکنان چه بازیکن خودی و چه بازیکن حریف با احترام خاصی با وی برخورد می کنند. همه دوست دارند با این نابغه کم حرف، پای صحبت را باز کنند و حتی بزرگ ترین بازیکنان دنیا هم سعی دارند یک عکس یادگاری با او داشته باشند! مسی ، مسی است و مارادونا هم، مارادونا. این دو هیچ گاه نمی توانند جای یکدیگر باشند چون هیچ شباهتی از لحاظ شخصیتی با یکدیگر ندارند. شاید اگر این دو اسطوره را 2 ساعت در یک اتاق، کنار هم بنشانید، حرفی برای گفتن نداشته باشند! اینکه از نظر شما، مسی بهترین بازیکن تاریخ باشد یا مارادونا و یا هیچ کدام، صرفاً یک نظر شخصی است.
برای نسل ما که اواخر دوران فوتبال مارادونا را دیده ایم یا حتی یک بازی 90 دقیقه ای را از او به یاد نداریم، قضاوت کردن بین او و مسی را دشوار می سازد. هیچ وقت هم نباید با دیدن یک کلیپ از دریبل های مارادونا یا گل های او در جام جهانی، درباره او قضاوت کنیم. به هر حال، مارادونا می گوید که مسی در ذات خود، کاریزمای رهبری را ندارد. شاید اگر مسی یک نابغه نبود (فرض کنید یک بازیکن معمولی یا حتی یک بازیکن خوب بود)، آن گاه عقیده مارادونا طرفداران بیشتری داشت چون مسی به عنوان یک مرد آرام، کم صحبت و محجوب شاید نتواند یک کاپیتان و رهبر کاریزماتیک همچون مارادونا و یا جان تری باشد. اما مسی یک نابغه است، یک نابغه تکرار نشدنی، او آن قدر خوب است که در بازی آرژانتین-پاناما طی 18 دقیقه هت تریک کرد. از رکوردهای خارق العاده مسی در بارسلونا هم که مطلع هستید و یادآوری آنها جز اطاله کلام، حاصل دیگری نخواهد داشت. بنابراین، وقتی مسی وارد زمین می شود، با اتکا به توانایی فنی خود (و نه شخصیت شرور و کاریزماتیک) به طور خودکار تبدیل به رهبر تیمش می شود و بازوبند دو تیم بزرگ در تاریخ فوتبال یعنی بارسلونا و آرژانتین را بر دست می بندد.

پس باید گفت مسی یک رهبر است، چه خودش بخواهد و چه نخواهد! مسی یک رهبر است چه مارادونا بخواهد و چه نخواهد! به قول تاتا مارتینو که اعتقاد دارد اگر هم ماسکرانو رهبر کل تیم آرژانتین باشد، باید مسی را رهبر درون زمین آلبی سلسته دانست. مسی یک رهبر است و دیدیم که برای چند صدمین بار، در بازی مقابل پاناما، این واقعیت را به همگان اثبات کرد. شاید تنها تفاوت مسی و مارادونا در نوع روش رهبری کردن باشد. مارادونا با شخصیت منحصر به فردی که داشت، با هیاهو و فریاد و شور آفرینی تیم خودش را اصطلاحاً با دل خود رهبری می کرد ولی مسی فقط توپ را می شناسد و تور دروازه را. او آن قدر خوب است که باید رهبر آلبی سلسته باشد حتی اگر ذره ای غوغا سالاری در وجودش یافت نشود!




