اختصاصی طرفداری- آقای اخلاق می‌‌ترسد. از ورود نصف مملکت به استادیوم. آقای اخلاق می‌‌ترسد. از پچ پچ پشت شمشاد ها. آقای اخلاق می‌‌ترسد. از بطری‌های آب کنار زمین در تمرین استیل آذین. آقای اخلاق می‌‌ترسد از عطش علی‌ کریمی‌، از ژل موی سر علیرضا نیکبخت، از جوجه کباب مهرداد میناوند، از تتوی اشکان، از سوشا. از سوشا مکانی. این طعمه ساده کمیته. آخرین باری که اسم جایی‌ را کمیته گذاشتیم و تنمان نلرزید کی‌ بود؟ اما آقای اخلاق واقعا از چه می‌‌ترسد؟ مهمتر آنکه دنبال چیست که هیچ لغت نامه‌ای زبان او را ترجمه نمی‌‌کند؟

آقای اخلاق قدیمی‌ نیست. از طرفی‌ او حتی مدرن هم است. اما مشکل او مدرن است نه خودش. بعد از غیر قابل تحمل شدن فضای واقعی‌، فضای مجازی به سرعت در دنیا فراگیر شد. وسواس بهتر نشان دادن چرک ها. روتوش کردن نژاد پرستی‌. فتوشاپ کردن اختلاف طبقاتی. وسواس کامل بودن در دنیای ناقض. جوانی را تصور کنید که به چینش میز غذای‌ خود بیشتر اهمیت می‌‌دهد تا طعم غذا. این جوان مدرن‌ترین وسایل را دارد برای نشان دادن چیزی که نیست. آقای اخلاق همین جوان است. سوشا پاستای اوست. خذیراوی قلیه ماهی‌ اوست. او نمی‌‌خواهد در قلیه ماهی‌ او تیغی پیدا شود. رشته‌های موی سوشایش باید دقیقا با شکل ظرف هارمونی داشته باشد. لیوان سوشا مکانی‌اش باید بدون لکه باشد. کاپیتان بشقابش باید برق بزند. آقای اخلاق انقدر سوشا را در کمیته می‌‌شورد که روغن قاطی سوشا می‌‌شود. آب و روغن که قاطی شد نوبت تنبیه است. سوشا خام است. باید حسابی‌ خام را پخت. با شعله زیاد نه. با ۶ ماه خواباندنش در آب نمک. با شعله‌ی کم.

حالا دستپخت آقای اخلاق چه مزه‌ای می‌‌دهد. آستین بلند اشکان چه مزه‌ای می‌‌دهد؟ شور یا بی‌ نمک نیست؟ آدم بالا نمی‌‌آورد؟ وسواس ایده‌آلیست‌های مدرن دامن معلم تربیتی ما را هم گرفته است. او می‌‌ترسد از اینکه فرمان را به دست سوشا بدهد. پس سوشا هم دزدکی در یک بعد از ظهر تابستانی، کلید وسوسه را می‌‌دزدد و به درّه اسفنجی سقوط می‌‌کند. سقوط جوانی که دستش را سال‌ها است خط‌ کشی‌ کردیم. این وسواس در ریختن جوان‌ها در یک قالب ایدئولوژیک ثابت، از کجا می‌‌آید. آیا معلمان اخلاق در تاریخ هیچگاه این کار را امتحان نکردند؟ می‌‌شود سوال را بزرگتر کرد اما نفس قلم را می‌‌گیرند پس باید زمزمه کنیم نه فریاد. زمزمه‌ای به کبودی مظلومیت سوشا‌ها که نه اجازه دادیم شنا کنند و نه قایق نجاتشان شدیم. 

کار فرهنگی‌ وقت و عرق می‌‌برد. تنبیه راحت تر است. کنترل یک میلیون آدم که یک شکل فکر می‌‌کنند، بسیار راحت تر از کنترل ۲ پسر ۵ ساله مخالف است. پس فلک را بیارید. بی‌ آبرو کنید میمون‌های تن پوش سوشا را. به نام اخلاق!