تراختور؛ تیمی که عشق آذربایجان می باشد. تیمی که با هر گلش به آسمان ها می رویم و با هر باختش روز و هفته برایمان سیاه می شود. تیمی که سخت دلتنگ بازی هایش شده ایم... تیمی که برایش اشک ریختیم و خواهیم ریخت... تیمی که هر چه ازش بگیم کم گفتیم. اما... " تراختور نماد آذربایجان هست " عبارتی که بارها و بارها از زبان برخی از رسانه ها، مسئولین و مردم شنیدیم. اما سوال اینجاست... چرا در این سال ها نمی گفتیم فلان اثر نماد آذربایجان هست. چرا وقتی به تراختور رسید به فکر نماد آذربایجان افتادیم. یعنی شروع آذربایجان از تراختور بوده؟! یعنی آذربایجان در یک تیم ورزشی خلاصه می شود؟! چرا برخی ها تراختور را بزرگتر از آذربایجان می دانند؟ چرا همه ی فرهنگ و تاریخمان را پس زده و آذربایجان را در تراختور خلاصه کرده اند؟ مگر آذربایجان، تاریخ و تمدن و فرهنگ دیرین و غنی نداشته و ندارد تا بتوان از درون آن؛ « نماد»ی برای مردمش یافت. . . . پ.ن: این نوشتار و این نقد، نافی ضرورت توجه به تیم موفق تراکتورسازی نیست. بلکه ضرورت توجه به تاریخ و تمدن و فرهنگ دیرین و غنی آذربایجان می رساند.