زخم خورده از جنگ های خارج از زمین اما صبور،به مانند فرماندهان بزرگ ارتش های بزرگ!مصمم،پر اراده و آهنین پر از زخم است اما زمین نمی خورد تا دلهای استمفوردبریج نشکند،تا چشمهای استمفوردبریج خیس نشود،تا چلسی اش زمین نخورد!تنها به جا مانده ی آن نسل باشکوه است که از جنگ با زمان جان سالم به در برده است و هر هفته با شماره 26 اش پا به چمن های گاه و بیگاه خیس حاصل از باران های انگلیسی می گذارد.روزگار و تقدیر هم با او سر ناسازگاری دارند!همان تقدیری که تو را از اوج به حضیض می کشاند!همان تقدیری که می رفت تا JT را اولین کاپیتان شهر لندن کند که آن کاپ نقره ای گوش بلند را بر فراز دست میبرد اما...!اما او را از پشت هل داد تا سر بخورد و آرزوهای یک تیم،یک ورزشگاه و شاید یک شهر برباد برود! با این حال نه سرزنش می شود،نه هو می شود و نه خائن و جاسوس خوانده می شود.او بت استمفوردبریج است!او نماد چلسی است!نماد رنج و سختی.نماد دویدن و به حق خود نرسیدن.نماد نامردیه فوتبال!باورکنید یا نه فوتبال دارد خالی از سکنه می شود،خالی از اسطوره،خالی از صاحبانش!پس در این فوتبال بی صاحب و در این فوتبالی که در آن عشق رو به پایان است می توانید او را دوست نداشته باشید یا از او متنفر باشید اما....."قدر جان تری ها را بدانید" پ.ن:شاید عجیب باشه برا خیلی ها که یه بارسایی برای کاپیتان چلسی مطلب بنویسه ولی خب از نظر من و کسایی که منو تو این دوساله میشناسن میدونن که عجیب نیست! :) پ.ن2:جان تری هیچوقت جزو100 بازیکن محبوب لیستم نبوده و این مطلب هم فقط بخاطر یه دلیل نوشتم که اون دلیل هم پیش خودم میمونه،دلیلم دلیه!پس خواهشن گزارش نزنید که حذف نشه!